متعلق به او بوده است و بنابراين هفت تكه از نانهاى متعلق به او باقى مانده . ميهمان در واقع يك تكه از نانهاى تو و هفت تكه از نانهاى دوست تو را خورده و لذا يك درهم از پولها در ازاى يك قطعه نان تو و هفت درهم باقى در قبال هفت تكه از نانهايى است كه او از سهم رفيق تو خورده است .
آن مرد گفت : اكنون به اين داورى راضى شدم .
در كتاب عجايب احكام على ( ع ) آمده است : على بن ابراهيم از پدرش از حسن بن محبوب از عبد الرحمن بن حجاج نقل مىكند كه گفت : از ابن ابى ليلى شنيدم كه مىگفت :
على ( ع ) داورى شگفتآورى فرمود . از اين قرار كه دو مرد با يكديگر همسفر شدند و در وقت خوردن غذا يكى از آنان پنج نان و ديگرى سه نان بر يك سفره گذاردند . در اين موقع ، مردى كه از كنار آنان گذشت و به ايشان سلام كرد . آن دو همسفر ، اين مرد را به خوردن طعام دعوت كردند و مرد نيز با ايشان غذا خورد و چون از كنار سفرهء غذا برخاست ، به ايشان هشت درهم داد و گفت : اين هشت درهم به جاى غذايى است كه از سفرهء شما خوردم . براى تقسيم اين پول بين آن دو مرد اختلاف روى داد . كسى كه سه نان داشت مىگفت : اين پول بايد بين ما به طور مساوى تقسيم شود . و آن ديگرى گفت : پنج درهم از پول از آن من و سه درهم ديگر از آن توست . سرانجام اين دو براى حل اختلاف خود نزد امير المؤمنين ( ع ) آمدند . على ( ع ) به آنان فرمود : براى حل اين اختلاف بهتر است بين خود مصالحه كنيد . اما كسى كه سه نان داشت ، عرض كرد : يا امير المؤمنين ! من جز با داورى عادلانه در اينباره به امر ديگرى خشنود نمىشوم . على ( ع ) به او فرمود : در اين صورت تو تنها صاحب يك درهم خواهى بود و در مقابل دوست تو از هفت درهم برخوردار مىشود . آن مرد به حيرت افتاد و گفت : سبحان الله ! چگونه ؟ ! على ( ع ) گفت : بدين دليل كه مىگويم : آيا تو صاحب سه نان و دوستت صاحب پنج نان نبود ؟ گفت : آرى چنين بود . فرمود : پس در مجموع بيست و چهار تكه نان داشتهايد كه تو و دوستت و ميهمان شما هريك هشت تكه از نانها را تناول كردهايد .
پس تو از نه تكهاى كه سهم خودت بوده ، هشت تكه را خوردهاى و تنها يك تكه از آن باقى مانده بود و بدين علت فقط يك درهم از پولها از آن تو مىشود . و حال آنكه دوست تو هشت تكه از نانها را خودش خورده و هفت تكهء باقى را ميهمان شما . بنابراين در مقابل هفت تكهاى كه ميهمان از نانهاى او خورده ، بايد هفت درهم بردارد و تو نيز به جاى يك تكه نانى كه ميهمان از تو خورده است بايد يك درهم مانده را بردارى .
در ارشاد شيخ مفيد آمده است : حسن بن محبوب از عبد الرحمن ابن حجاج روايت كرده است كه گفت : شنيدم ابن ابى ليلى مىگويد : امير المؤمنين به داورى در امرى پرداخت كه هيچكس تا پيش از وى در آن مسئله چنين قضاوتى نكرده بود . مسئله بدين شرح بود كه دو
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٨١