پرسش شد . آن حضرت فورا و بدون آنكه صورت مسئله را ببيند فرمود : به جاى يكهشتم بايد يكنهم از ارث را دريافت كند .
حل اين مسئله اگر صحت داشته باشد مبتنى بر عول است . عول آن است كه در وقت ضيق مال از سهام مفروضه ، آن را از همهء ورثه ، به نسبت سهام آنها ، كسر كنند . در اين مسئله كه يكهشتم مال از آن زن و براى دو پدر يكسوّم و براى دو دختر دوسوم است و در نتيجه مال از سهام مورد نظر كمتر است . زيرا جمع بين يكسوم و دوسوم همهء مال را شامل خواهد شد و يكهشتم سهم همسر ( زن ) را از طريق عول مىتوان به دست آورد . اين نقص در سهم دو دختر وارد مىشود . ارث همسر از بيست و چهار قسمت ، يكهشتم يعنى سه قسمت و براى دو پدر يكسوم يعنى هشت قسمت و براى دو دختر سيزده قسمت خواهد بود كه سه قسمت از سهم اين دو كم مىشود . هركسى كه عول را ثابت كند گويد نقص در سهم الارث همهء وارثان وارد مىشود بنابراين سه قسمت بر بيست و چهار افزوده مىشود كه با اين حساب عدد بيست و هفت به دست مىآيد كه سه قسمت از آن همسر و هشت قسمت از آن دو پدر و شانزده قسمت از آن دو دختر است . و اين سه قسمت يكنهم بيست و هفت است . از اينرو على ( ع ) فرمود : يكهشتم او يكنهم مىشود .
ابن ابى الحديد گويد : اگر دانشمندى كه در علم فرايض ( حساب ) تبحر دارد ، پس از مدتى تفكر به اين جواب دست يابد ، شايستهء تقدير است تا چه رسد به كسى كه فورا و فى البداهه ، پاسخ اين مسئله را داده است ؟ !
سيد مرتضى در كتاب انتصار مىنويسد : ادعاى مخالفان كه مىگويند امير المؤمنين ( ع ) در فرايض ( ارث ) بنابر عول عمل مىكرده است و از او نقل مىكنند كه بر منبر دربارهء دو دختر و دو پدر و يك همسر ، فى البداهه گفته است كه آن زن به جاى يكهشتم از يكنهم از ارث برخوردار مىشود ، باطل و نادرست است . زيرا ما روايتهايى داريم كه اين گفته را از آن حضرت نقل كرده است و طرق ما براى دستيابى بدين احاديث بسيار واضح و روشن است .
روايت ما از طريق عترت پاك آن حضرت يعنى حضرت زين العابدين ، امام باقر و امام صادق و امام كاظم ( عليهم السلام ) نقل شده و اينان از مخالفانى كه آن روايت را از على ( ع ) نقل كردهاند بيشتر به راه و روش پدر خود آگاهى دارند . ابن عباس نيز ابطال عول در فرايض را جز از على ( ع ) از كس ديگرى نقل نكرده است . تكيهگاه مخالفان در روايتى كه از ابن عباس نقل شده آن است كه وى روايت عول را از على ( ع ) از طريق شعبى و حسن بن عماره و نخعى نقل مىكند . حال آنكه شعبى در سال 36 و نخعى در سال 37 هجرى به دنيا آمدهاند . و على ( ع ) در سال 40 هجرى به شهادت رسيده است . با اين حساب چگونه اين دو توانستهاند از على ( ع ) روايت نقل كنند ؟ حسن بن عماره نيز در نظر علماى رجال تضعيف شده است . و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٨