قضا و داورى همان فقه است و لذا مىتوان دانست كه على ( ع ) فقيهترين ياران پيامبر بوده است . همچنين روايت كردهاند كه پيامبر وقتى على را براى قضاوت به يمن مىفرستاد فرمود : خدايا قلب او را در مسير خود قرار بده و زبان او را در داورى استوار گردان . آنگاه على ( ع ) فرمود : پس از اين دعا ، در داورى كه بين دو تن مىكردم ، هيچگاه شك به دلم راه نيافت . ابن ابى الحديد مىافزايد : و هم على است كه دربارهء زنى كه در 6 ماه وضع حمل كرده و يا دربارهء زن باردارى كه مرتكب زنا شده ، به حق قضاوت كرده است و هم او در پرسشى كه به نام مسئلهء منبريه معروف است ، پاسخ داد كه يك هشتم سهم الارث او يك نهم خواهد شد .
مؤلف گويد : بايد در موارد فوق ، اين نكات را نيز افزود كه على ( ع ) بود كه دربارهء زن ديوانهاى كه مردى با او زنا كرده بود چنان حكم دقيقى بيان كرده و در مورد مسئلهء نانها و ديگر قضاياى عجيبى كه قبلا آنها را در جلد دوم از كتاب معادن الجواهر ذكر كرديم ، احكام استوارى صادر كرد .
ابن ابى الحديد در دنبالهء سخنان خود مىنويسد : علم تفسير قرآن از على ( ع ) گرفته و تقسيمبندى شده است . و اگر به كتابهاى تفسير مراجعه شود صحت اين قول به ثبوت خواهد رسيد . اغلب تفسير آيات از آن حضرت و نيز از عبد الله بن عباس نقل شدهاند و همه دربارهء ملازمت ابن عباس در كنار على ( ع ) و شاگردى او مطالب زيادى به خاطر دارند . از ابن عباس سؤال شد : دانش تو به نسبت علم و دانش على در چه مقامى قرار دارد ؟ پاسخ داد :
دانش من ( نسبت به دانش على ) همچون قطرهء بارانى است در كنار اقيانوس .
ابن ابى الحديد همچنان مىنويسد : دانشمندان طريقت و حقيقت و تصوف و سران و پيروان اين علوم نيز در همهء كشورهاى اسلامى ابتداى خود را به او مىرسانند و در پيشگاه آن حضرت بازمىايستند . شبلى ، جنيد و سرىّ ، ابو يزيد بسطامى ، و ابو محفوظ معروف كرخى كه همگى از صوفيان بزرگ جهان اسلام به شمار مىآيند ، كاملا به اين نكته تصريح كردهاند . و براى اثبات اين نكته همين بس كه ايشان خرقه را كه از شعاير متصوفه بوده ، از آغاز تاكنون با اسناد متصل به آن حضرت نسبت دادهاند .
ابن ابى الحديد گويد : بنيان علم نحو و عربيت نيز از آن حضرت است و همه مىدانند كه وى نخستين كسى است كه اصول و قواعد نحو را ابداع و انشاد كرد و آنها را بر ابو الاسود دئلى املا كرد . از جملهء اين اصول آن بود كه فرمود : كلام بر سه قسم است : اسم و فعل و حرف و از اصول ديگر آن تقسيم كلمه به معرفه و نكره و تقسيم انواع اعراب به رفع و نصب و جر و جزم بوده است . اين عمل على ( ع ) مىتواند در زمرهء معجزات قلمداد شود چرا كه طاقت فكرى بشر نمىتواند به چنين حصرى دست يابد و از اينگونه استنباط و درك و فهم عاجز و ناتوان است .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٦