معاويه مشكلات خود را مىنوشت تا آنها را از على ( ع ) بپرسد و وقتى خبر مرگ على را به او رساندند گفت : فقه و علم با مرگ على از ميان رفت . برادرش ، عتبه ، كه در آنجا حضور داشت گفت : مبادا اين سخن را مردم شام از تو بشنوند . معاويه به او گفت : از برابر من گم شو !
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه گويد : شريفترين علوم ، علم الهى ( علم توحيد ) است . زيرا شرافت هر علم به شرافت معلوم آن بستگى دارد . علم توحيد از سخنان آن حضرت اقتباس و از او نقل شده و آغاز و پايان آن علم از او و به سوى اوست . معتزله ، كه جريان فكرى بزرگى است ، در توحيد از كلمات آن حضرت استفاده كرده و سران آنها از شاگردان او بودهاند . رئيس معتزله ، و اصل بن عطا شاگرد ابو هاشم عبد الله بن محمد بن حنفيه است و اين عبد الله خود شاگرد پدرش محمد شاگرد على ( ع ) بود . فرقهء اشعريه نيز به ابو الحسن على بن ابى الحسن بن ابى بشر اشعرى مىرسد . ابى بشر شاگرد ابو على جبايى بود . ابو على نيز يكى از مشايخ معتزلى بود و اين دسته چنانچه در بالا گفته شد خود را به على ( ع ) مىرسانند . انتساب فرقهء اماميه و زيديه به على ( ع ) نيز واضح و آشكار است . ابن ابى الحديد در ادامه مىنويسد : پس از على ( ع ) علم فقه بنيان گذارده شد و آن حضرت به منزلهء اصل و اساس اين علم بود . هر فقيه مسلمانى از فقه آن حضرت بهرهها برده است .
ياران ابو حنيفه همچون ابو يوسف و محمد بن حسن شيبانى و . . . مطالبى از على ( ع ) اخذ كردهاند . شافعى نزد محمد بن حسن شاگرد ابو حنيفه و مالك بن انس و احمد بن حنبل نيز نزد شافعى به تحصيل پرداخته و با اين حساب اطلاعات فقهى اينان همگى به ابو حنيفه بازمىگردد و ابو حنيفه خود نزد امام جعفر صادق ( ع ) و ايشان نزد پدرش و . . . تا حضرت على ( ع ) به شاگردى مشغول بودهاند . مالك بن انس نيز نزد ربيعة الرأى و ربيعه در نزد عكرمه ، و وى در نزد ابن عباس و او در محضر على ( ع ) درس خواندهاند . اين وضع فقها و ائمهء اربعهء اهل سنت بود . اما رجوع فقهاى شيعه به آن حضرت ظاهر است . ابن عباس از فقهاى صحابه محسوب مىشده و رجوع وى در مسايل فقهى به على ( ع ) امرى معلوم و بديهى است .
و همه مىدانند كه عمر در بسيارى از مسايلى كه براى وى و صحابهء ديگر پيچيده و مشكل مىشده به على ( ع ) مراجعه مىكرده است . و اين سخن مكرر وى در يادهاست كه مىگفت :
اگر على نبود هر آينه عمر به هلاكت مىرسيد . همچنين وى گفته است : با مشكلى مواجه نشدم كه على ( ع ) براى حل آن در آنجا نباشد . و نيز گفته است : وقتى على حاضر است هيچ كس حق اظهار نظر ندارد .
بدينسان ملاحظه مىشود كه علم فقه به آن حضرت ، منتهى مىشود و از عامه و خاصه روايت شده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : داناترين شما در امر داورى على ( ع ) است و از طرفى
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٥