بود . بنابر احاديثى كه به وسيلهء روات به دست ما رسيده است آن حضرت مىفرمود : بدانيد كه در ميان دو پهلوى من ( جان من ) دانشى فراهم است كه اى كاش براى آن حملكننده و نگهدارندهاى مىيافتم .
كتاب دستور معالم الحكم تدوين قاضى قضاعى كه در مصر به چاپ رسيده و نيز كتاب نثر اللآيى تدوين شيخ ابو على طبرسى صاحب مجمع البيان كه نام آن را در ضمن جلد اول از كتاب معادن الجواهر ذكر كرديم ، نيز از كتبى هستند كه سخنان آن حضرت را گرد آوردهاند .
شايان ذكر است كه كتاب اخير برحسب حروف الفبا مرتب و تنظيم شده است . شيخ مفيد نيز در كتاب ارشاد پارهاى از سخنان و خطبههاى على ( ع ) را ذكر كرده است . كتاب صفين از نصر بن مزاحم دربرگيرندهء مهمترين خطبههايى است كه آن حضرت آنها را در اين جنگ ايراد كرده و نيز نامههايى كه على ( ع ) در طى اين نبرد به معاويه و غير او نگاشته ، در اين كتاب گرد آمده است .
ابو اسحاق و طواط انصارى متوفى در سال 578 كتابى از سخنان على ( ع ) را فراهم آورده و آن را مطلوب كل طالب من كلام على بن ابيطالب ( ع ) ناميده و صد اندرز از مواعظ منسوب به او را جمع آورده است . اين كتاب در لايپزيك و بولاق به طبع رسيده و به فارسى و آلمانى نيز برگردان شده و حاجى خليفه نيز در كشف الظنون از اين كتاب اسم برده است .
قلائد الحكم و فرائد الكلم كتاب ديگرى است كه قاضى امام ابو يوسف يعقوب بن سليمان اسفراينى در آن سخنان على ( ع ) را جمع آورده است . صاحب كشف الظنون نيز از اين كتاب ياد مىكند . در كشف الظنون نقل شده كه برخى از نويسندگان به زبان پارسى ، كتابى نگاشته و آن را معميات على ( ع ) ( معماهاى على ( ع ) ) نامگذارى كردهاند و گويا مقصود آنان از معما ، حل و شرح مشكلات كلام آن بزرگوار است . در فهرست كتابخانهء مصر ج 3 ص 24 نام كتاب امثال امام على بن ابيطالب ، چاپ جوائب كه برحسب حروف الفبا تدوين شده نيز به چشم مىخورد .
سيزدهم ، در استيعاب از ابن عباس نقل شده است كه گفت : سوگند به خدا كه به على بن ابيطالب نهدهم از علم داده شده است . و قسم به خداوند كه او با شما يا با آنها در يك دهم باقىمانده نيز سهيم است . در اينباره نيز همين بس كه پيامبر ( ص ) فرمود : من شهر علم يا شهر حكمتم و على در آن است ، بعدا نيز دربارهء مقام قضاوت على گفتوگو خواهيم كرد . در استيعاب آمده است كه احمد بن زهير گفت از يحيى بن معين از عبدة بن سليمان از عبد الملك بن ابى سليمان شنيدم كه به عطا گفت : آيا كسى داناتر از على در بين اصحاب پيامبر بود ؟ گفت : خير ، به خدا سوگند كه من نمىشناسم . و نيز در همان كتاب از عايشه نقل شده است كه دربارهء على گفت : همانا او آگاهترين مردم به سنت پيامبر بود . در حلية الاولياء
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٣