تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
دو موضع با هم تفاوت دارند . نگارنده : سخن امير المؤمنين اصلا ناظر به يكى از اين دو وجه نيست . علاوه آنكه اين دو وجه اصلا نادرست است . زيرا اصل در اشيا اباحه بوده چنانچه در اصول فقه نيز آن را پذيرفته‌اند اما اين اصل در موردى غير از اموال است . و اما در اختصاص زيورآلات به كعبه و آنها را جارى مجراى پرده‌ها و در كعبه قرار دادن حرفى نيست ولى زيورآلات و پرده‌ها هيچ‌گاه مانند جزئى از خانهء كعبه نيستند . هرچند كه اين سخن را دربارهء خانهء كعبه بپذيريم اما منع تصرف در آنچه به كعبه اختصاص دارد حتى به طورى كه مانند جزئى از خانهء كعبه شود نيازمند دليلى است كه آن را تحت عنوان امور محرم جاى دهد . اما كلام امير المؤمنين ناظر است به اينكه پيامبر در زيورآلات كعبه تصرف نكرده علىرغم آنكه نياز سپاهيان مسلمان در زمان وى از سپاهيان اسلام در دورهء عمر بيشتر بود . و آن حضرت نيز زيورآلات كعبه را از خاطر نبرده بود . بنابراين همين نكته بر عدم جواز تصرف آن اموال دلالت مىكند . اين پاسخى اجمالى بر عدم جواز تصرف در جواهرات كعبه بود . اما پاسخ تفصيلى نيز در اينجا قابل ذكر است و آن اينكه زيورآلات كعبه براى آرايش آن مكان وقف شده بود . با همين پاسخ اعتراض كسى كه به سخن امام ( ع ) ايراد كند دفع مىشود . و البته چون هر دو ايراد ياد شده فى نفسه باطل است نيازى به گفتن اين پاسخ نيست .

مشورت على با عمر در مورد جنگ روم و ايران

از ديگر اخبار آن حضرت در روزگار خلافت عمر مشورت على با وى بود كه آن حضرت به عمر توصيه كرد كه خود عازم جنگ روم و ايران نشود و علت اين امر را چنين توضيح داد كه اگر دشمنان او را ببينند خواهند گفت : او مرد ( رئيس ) عرب است پس اگر او را بريديد ريشهء عرب را قطع كرده‌ايد . و بدين‌سان حرص آنان براى جنگ بيشتر مىشود . و چه بسا همان ماجرايى كه در جنگ خيبر رخ داد براى عمر نيز روى دهد . پس عمر با شنيدن اين پيشنهاد گفت : اين نظريه صحيحى است و من مايلم از آن پيروى كنم . اين پاسخ دلالت مىكند كه عمر خود پيش از مشورت با على چندان تمايلى به خروج از مدينه نداشت . قبلا در مورد اين حادثه به طور مفصل در امر بيست و چهارم از مناقب و فضايل على سخن رانديم و در اينجا نيازى به بازگوئى مجدد آن نيست .

تعيين تاريخ

از جمله اخبار على در زمان عمر پيشنهادى بود كه على در حضور مردم به خليفهء دوم ارائه كرد . عمر از مردم پرسيد : از چه روزى تاريخ نوشته شود ؟ على گفت تاريخ را از زمان هجرت
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 423 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين