تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
پسرانش سپرده بود نيز در آنجا قرار داشت . اين مطالبى بود كه ما در اين مورد توانسته بوديم بر آن وقوف يابيم . در اين‌باره نكاتى است كه بايد دربارهء آن سخن بگوييم . اول : مبرد تصريح كرده است كه اين دو مزرعه در طول دو سال خلافت على توسط آن حضرت وقف شد و سخن ابو نيزر به آن حضرت كه اين غذا در شأن امير مؤمنان نيست و نيز نوشتهء آن حضرت به اين عبارت كه اين صدقه‌اى از سوى بندهء خدا على امير مؤمنان ، همه نشانهء آن است كه اين وقف در زمان خلافت آن حضرت صورت گرفته است . و گفتار وى كه وقف دو مزرعهء على وقتى بود كه نزد ابو نيزر رفت و او در آن دو قنات مىايستاد و با كلنگ زمين را مىكند و ناگاه آب همچون خونى كه از رگ شتر مىريزد ، فوران مىكرد گوياى آن است كه تمام اينها در حجاز واقع شده است . با اينكه على پس از آنكه به عراق رفت و در كوفه مسكن گزيد هيچ‌كس نگفته است كه وى به حجاز بازگشت ، در واقع وى فرصت بازگشت به حجاز را نيز نداشته است . زيرا جنگهاى پياپى جمل و صفين و نهروان و پس از آن شهادتش امكان بازگشت او را به حجاز از وى سلب كرد و از اين گذشته در حجاز مسئلهء مهمى روى نداده بود كه آن حضرت بخواهد به آنجا عزيمت كند . دوم : سخن مبرد دلالت مىكند كه ابو نيزر در كودكى به دست پيامبر اسلام آورد و در ميان خانوادهء پيامبر به سر برد و پس از پيامبر با فاطمه و فرزندان او زندگى كرد و نيز كلام ابن اسحاق گواه آن است كه على ابو نيزر را خريدارى و آزاد كرد و او را در مزرعهء خود گماشت . مىتوان ميان اين دو روايت را چنين جمع كرد كه على ابو نيزر را در كودكى از تاجرى خريد و او را آزاد كرد و آن‌گاه او را به نزد پيامبر آورد و ابو نيزر مسلمان شد و همانطور نزد پيامبر باقى ماند تا آنكه پيامبر درگذشت و سپس او به خانهء فاطمه آمد و در كنار فرزندان وى زندگى كرد و آن‌گاه على او را در دو مزرعهء خود به كار گماشت . سوم : ماجراى رفتن على پيش ابو نيزر در مزرعه گوياى چند امر مهم است : 1 . خوردن كدوى پخته شده با روغنى كه بوى آن برگشته و چه بسا كه نانى هم در كار نبوده نشانگر غايت زهد آن حضرت است و خود نمونه‌اى از هزاران مورد ديگر در اين‌باره به شمار مىآيد . 2 . استحباب شستن دستها پيش از غذا . 3 . استحباب شستن دستها پس از غذا . 4 . فرمايش آن حضرت كه هركس در شكمش آتش داخل كند پس خداوند او را دور گرداند ، پندى بس بلند است . زيرا غذاى حرامى كه براى يك ساعت لذت‌آور است و آن‌گاه به نجاست تبديل مىشود ، انسان را به آتش جهنم داخل مىكند . و اين كارى است كه خردمند هرگز آن را انجام نمىدهد . 5 . تشويق به تلاش و كوشش تا آنكه عرق از پيشانيش سرازير شد و كندن زمين را تا استخراج آب از سرگرفت . 6 . تاكيد بر استحباب وقف در راه خير . 7 . استحباب سرعت گرفتن در انجام امور خير . از همين‌رو آن حضرت بىدرنگ آن را وقف