كرد . 8 . استحباب نوشتن وقفنامه . از همينرو آن حضرت فورا خواستار دوات شد . 9 .
مراد از صدقه در اين روايت وقف است و لذا وقف را صدقهء جاريه ( دائمه ) نام نهادهاند . 10 .
در وقف مىتوان شرط رجوع به هنگام نياز را قيد كرد و وقف با اين شرط باطل نمىشود . آن حضرت نيز با فرمايش : مگر آنكه حسن يا حسين بدان نياز پيدا كنند . پس اين دو چشمه متعلق به اين دو است ، به اين مطلب اشاره كرده است . على اين دو چشمه را تنها براى حسن و حسين قرار داد ولى حسين به خاطر شرافت طبعى كه داشت چشمهء ابو نيزر را در قبال دويست هزار دينار كه برابر صد هزار ليرهء طلاى عثمانى بود نفروخت و حال آنكه وى بدهكار هم بود . اما آن را نفروخت تا اين افتخار را پايدار كند و ثواب آن را براى پدرش همچنان نگهدارد . اگرچه پدرش به وى اجازه داده بود تا در وقت احتياج چشمه را بفروشد . اما حسين در پاسخ معاويه فرمود : اين را پدرم وقف كرد تا چهرهء خود را از گزند حرارت آتش در امان دارد و من آن را در مقابل چيزى نمىفروشم . جانم به فدايت اى ابا عبد الله پدرت مگر چه كار كرده بود كه از سوختن چهرهاش به وسيلهء آتش مىترسيد ؟ ! !
مىتوان احتمال داد كه مراد على از عبارت مگر آنكه حسين و حسن بدان نياز پيدا كنند ، اين نياز اعم از فروش آن بوده باشد . مثلا نياز به محصول آن داشته باشند كه در اين صورت مىتوانند از آن براى خود بردارند و لازم نيست چيزى از آن را به فقرا و در راه ماندگان تصدق كنند .
چهارم : گفتار مبرد دربارهء خبر ازدواج ام كلثوم گوياى آن است كه حسين بغيبغه را به ام كلثوم بخشيد . اما در روايت ابن شهرآشوب آمده است كه حسين مزرعهء خود در مدينه با زمين خود در عقيق را كه بيرون از بغيبغه در محل ينبع بود ، به ام كلثوم هديه كرد . شايد بتوان مزرعهء او در مدينه را بر مزرعهاى كه در ينبع داشت تطبيق داد . زيرا ينبع از توابع مدينه بود و بنابراين قول مبرد ترجيح دارد . اما اين قول كه حسين زمين خود در عقيق را به ام كلثوم بخشيد قول مذكور را تضعيف مىكند .
پنجم : امام حسين ( ع ) بغيبغه را كه جزو وقف بود بنابر رخصتى كه پدرش به او داده بود به ام كلثوم بخشيد اما دربارهء چشمهء ابو نيزر در برابر پيشنهاد معاويه به خاطر تفاوت فاحش اين دو مقام از هم به اين رخصت عمل نكرد . ازاينرو فرزندان عبد الله بن جعفر از ناحيهء ام كلثوم وارث اين چشمه شدند .
ششم : مأمون با اقدام خود مىخواست ميان بقاى وقف على ( ع ) بر حال خود و نيز عدم ستم بر فرزندان عبد الله بن جعفر جمع به عمل آورد . ازاينرو چشمه را از آنان گرفت و آن را به صاحبان اصليش بازگردانيد و عوض چشمه را به ايشان داد .
هفتم : آنچه در عبارت معجم البلدان آمده است كه : در ينبع وقفهايى از آن على بن
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 421
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٤٢١