تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
خطاب بود . » چهارم : روايتى است كه ابن سعد به سند خود از سعيد بن جبير از ابن عباس روايت كرده و گفته است : پيامبر روز پنجشنبه اظهار بيمارى مىكرد . ابن عباس مىگريست و مىگفت : روز پنجشنبه و اين‌روز بر پيامبر چه سخت گذشت ! آن حضرت فرمود : دوات و صفحه‌اى برايم آماده كنيد تا چيزى براى شما بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . پس برخى از كسانى كه نزد پيامبر بودند ، گفتند : پيامبر خدا هذيان مىگويد . پس به آن حضرت گفته شد آيا آنچه را كه خواستى ، نياوريم ؟ فرمود : پس از اين سخن ؟ و ديگر خواستار دوات و صفحه نشد . پنجم : آنچه ابن سعد به سند خود از جابر بن عبد الله انصارى روايت كرده است كه گفت : رسول خدا در بيمارى كه منجر به رحلت او شد خواستار صفحه‌اى شد تا براى امتش چيزى بنويسد كه نه گمراه كنند و نه گمراه شوند . در پى اين تقاضا در خانهء پيامبر ميان حاضران مشاجره درگرفت و عمر بن خطاب سخنانى گفت : و پيامبر تقاضايش را پس گرفت . ششم : همچنين روايتى است كه ابن سعد با سند خود آن را از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل كرده است كه گفت : ابن عباس مىگفت : روز پنجشنبه و چه پنجشنبه‌اى ؟ ! سعيد بن جبير گفت : اشكهاى ابن عباس همچون دانه‌هاى مرواريد به روى گونه‌هاى او مىغلتيد . ابن عباس گفت : رسول خدا فرمود : كتف و دواتى براى من حاضر كنيد تا نوشته‌اى براى شما بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . حاضران گفتند : جز اين نيست كه رسول خدا هذيان مىگويد . هفتم : روايتى كه در تاريخ طبرى به سند خود از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل كرده است . ابن عباس گفت : روز پنجشنبه و چه پنجشنبه‌اى ؟ ابن جبير گفت : آن‌گاه نگاهى به اشكهاى ابن عباس انداختم كه همچون دانه‌هاى مرواريد بر گونه‌هايش مىغلتيد . ابن عباس گفت : رسول خدا فرمود : صفحه و دواتى حاضر كنيد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از آن گمراه نشويد . حاضران گفتند : رسول خدا هذيان مىگويد . هشتم : روايتى است كه ابن سعد در طبقات به سند خود از عمر بن خطاب نقل كرده . وى گويد : ما نزد رسول خدا بوديم و ميان ما و زنان پرده‌اى كشيده بودند . رسول خدا فرمود : مرا با هفت كاسه بشوييد و كاغذ و دواتى برايم بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . زنان آن حضرت گفتند : خواستهء پيامبر را اجابت كنيد . من گفتم : خاموش باشيد شما همدمان او هستيد . چون بيمار شود اشك مىريزيد و چون بهبود يابد گردن او را مىگيريد . آن‌گاه رسول خدا فرمود : اين زنان از شما بهترند .