نماز صبح را اعاده مىكند ؟ ! پيامبر مىخواسته است به اين وسيله فضيلت ابو بكر و سزاوارى او را به امامت كبرا ( رهبرى مسلمانان پس از پيامبر ) آشكار سازد ، خواهيم گفت :
پس چرا پيامبر ، پس از آنكه ابو بكر نماز را آغاز كرده بود ، آن حضرت كه از شدت بيمارى تاب ايستادن نداشت و پاهايش در هنگام حركت روى زمين كشيده مىشد ، از منزل خارج شد و در ميان مردم ايجاد شبهه كرد . يعنى به اين وسيله نارضايتى خود را از امامت ابو بكر ظاهر ساخت .
بخشى ديگر از اخبار گواه آن است كه پيامبر از آغاز كار ، ابو بكر را براى پيشنمازى مردم تعيين كرد و خود پس از آنكه عايشه با او به معارضت پرداخت ، از منزل خارج شد و جلوى ابو بكر ايستاد و ابو بكر به او اقتدا كرد و مردم به ابو بكر . اين روايت نيز با روايت ديگرى كه تصريح مىكند پيامبر از ابتدا كسى را مشخصا براى پيشنمازى مردم تعيين نكرده بود ، منافات دارد . آنگاه اگر پيامبر گفته باشد به ابو بكر خبر دهيد تا با مردم نماز بگزارد پس آيا مىتوان گفت : عايشه از اين امر دلشاد نشده و آيا مىتوان گفت كه او بر سر اين امر با پيامبر به معارضه برخاسته و گفته است پيامبر مردى رقيق بود . اگر بنا را بر آن بگذاريم كه عايشه با پيامبر ، معارضه كرده است ، اولا : آيا عايشه مىتوانسته با پيامبر مخالفت كند ؟ ثانيا :
آيا او مىتوانسته پيامبر را مورد غصب قرار دهد تا آن حضرت دربارهء خواستهء او چنان پاسخى بدهد ؟ و اين درحالى بود كه عايشه مىدانست كه اطاعت از پيامبر واجب است و بنابراين وقتى عايشه در كارى كه نفعى از آن عايد او نمىشد ، پيامبر را مخالفت نمىكرد چگونه براى كارى كه سود بسيارى براى عايشه در آن بود ، به مخالفت با رسول خدا مىپرداخت .
هوشيارى عايشه نيز امرى ناشناخته نبود . لذا او از رقت پدرش نمىترسيد كه چون در محراب به نماز بايستد مردم به او اقتدا كنند . زيرا ابو بكر جوان و كمسنوسال نبود بلكه پيرى باتجربه بود و مىدانست كه ايستادن او در جاى پيامبر موجب سرور خود و غبطهء ديگران بر اوست . با توجه به مطالبى كه گفته شد ، محتواى اين روايات حتى از نظر كودكان قابل پذيرش نيست .
اگر فرض كنيم عايشه با پيامبر مخالفت كرده و دوبار قول آن حضرت را رد كرده تا جايى كه پيامبر را خشمگين ساخته است ، پس چه انگيزهاى پيامبر را واداشته كه در بيمارى شديد خود ، درحالىكه به دو مرد تكيه داده و نمىتوانسته قدم از قدم بردارد حركت كند و براى اقامهء نماز به مسجد بيايد و نماز را به طور نشسته به جاى آورد ؟ بلكه در اين موقعيت كافى بود پيامبر شخص مورد اعتمادش را به سوى مردم روانه مىكرد تا با آنان نماز بگزارد .
راويان همه اتفاق دارند كه پيامبر در چنين حالتى ، كه ذكرش رفت ، از خانه خارج شد . قصد
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 383
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٨٣