مخالفت با رسول خدا مىترسيم . زمانىكه پيامبر دوباره به هوش آمد برخى از حاضران از وى سؤال كردند آيا دوات و كتف براى شما حاضر كنيم ؟ فرمود : آيا پس از سخنى كه گفتيد ؟ ! اما شما را سفارش مىكنم در مورد اهل بيت من نيكى كنيد سپس روى خود را از حاضران بازگردانيد و آنان برخاستند و رفتند . در اينباره به جز روايتى كه در بالا آمد روايتهاى ديگرى نيز نقل شده است .
اول : روايتى كه نجارى آن را در باب سخن بيمار كه مىگويد : « از نزد من برخيزيد » از كتاب طب و بيماران به سند خود از عبيد الله بن عبد الله از ابن عباس نقل كرده است .
ابن عباس گويد : چون رسول خدا به حال احتضار بود ، در خانهاش تعدادى از مسلمانان از جمله عمر بن خطاب بر بالين او بودند . پيامبر فرمود : بياييد براى شما چيزى بنويسم تا پس از آن گمراه نشويد . عمر گفت : درد بر جان پيامبر چيره شده حال آنكه قرآن ميان شماست ، كتاب خدا براى ما كافى است . كسانى كه در خانه بودند ( اهل البيت ) به مجادله با يكديگر پرداختند . برخى از آنان مىگفتند : بگذاريد پيامبر براى شما چيزى بنويسيد تا پس از آن گمراه نشويد و برخى ديگر سخن عمر را تكرار مىكردند . چون گفتوگوى آنان در نزد پيامبر به درازا كشيد ، رسول خدا گفت : برخيزيد . ( طبق حكايت قسطلانى برخى اضافه كردهاند كه پيامبر فرمود : از نزد من برخيزيد ) . عبيد الله گفت : ابن عباس مىگفت : فاجعهء بزرگ همان بود كه در پيش چشمان رسول خدا ، رخ داد و اصحاب با اختلاف و گفتوگوى خود مانع آن شدند كه پيامبر چيزى براى آنان بنويسد .
دوم : روايتى است مانند روايت بالا كه ابن سعد آن را در طبقات به سند خود از عبيد الله بن عبد الله بن عتبه از ابن عباس ، با اندكى اختلاف در الفاظ ، نقل كرده است .
سوم : روايتى كه كه نجارى آن را در باب بيمارى پيامبر به سند خود از عبيد الله بن عبد الله بن عتبه از ابن عباس نقل كرده و گفته است : چون رسول خدا به حال احتضار افتاد ، در خانهاش تعدادى از مسلمانان حضور داشتند . پيامبر به آنان فرمود : بيايد براى شما چيزى بنويسم تا پس از من گمراه نشويد . برخى از حاضران گفتند : درد بر رسول خدا چيره شده است . قرآن در نزد شماست و كتاب خدا براى ما كفايت مىكند . حاضران در منزل با يكديگر اختلاف كردند و به مجادله پرداختند . عدهاى از آنان مىگفتند : بگذاريد پيامبر براى شما چيزى بنويسد تا پس از آن گمراه نشويد ولى دستهاى ديگر سخنى جز اين بر زبان مىراندند . چون كار گفتوگو و مجادلهء آنان بالا گرفت ، رسول خدا فرمود : برخيزيد .
عبيد الله گفت : ابن عباس مىگفت فاجعهء بزرگ آن بود كه مسلمانان با اختلاف و مجادلهء خود سبب شدند كه پيامبر آن نوشته را براى آنان ننويسد . قسطلانى در كتاب ارشاد السارى پس از ذكر سخن ابن عباس گويد : « كسى كه گفت بيمارى بر پيامبر چيره شده عمر بن
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٨٥