تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
پيامبر از بيرون آمدن از منزل چه بود ؟ آيا اين كار ، تأييد ابو بكر محسوب مىشد ؟ تأييد ابو بكر آن بود كه به عنوان پيشنماز در جلوى مردم بايستد و آنان به او اقتدا كنند . در اين صورت اگر پيامبر از منزل بيرون نمىآمد ، تأييد بيشترى براى ابو بكر صورت گرفته بود . زيرا با خروج پيامبر در ميان مردم اين شبهه مجسم شد كه پيامبر به پيشنمازى ابو بكر خشنود نيست . از طرفى اقتداى ابو بكر به پيامبر و اقتداى مردم به ابو بكر اقتضا مىكند كه او در يك لحظه هم امام باشد و هم مأمون و اين عمل از نظر شرع جايز و روا نيست و چنين كارى تاكنون اتفاق نيفتاده است . راستى چرا پيامبر اجازه نداد تا ابو بكر نماز را به پايان رساند و خود بازگردد و آن رنج و مشقت را متحمل نشود تا بدين ترتيب مردم بدانند كه پيامبر او را بر امامت نماز تثبيت كرده است . اگر هم بگوييم پيامبر قرائت نماز را از جايى كه ابو بكر تمام كرده بود ، آغاز كرد ، قرائت آن حضرت ناقص و نماز وى باطل است . تمام اين موارد گوياى آن است كه مضامين اين روايت صحيح نبوده و سخن درست همان است كه شيخ مفيد در كتاب ارشاد به آن اشاره كرده است .

تقاضاى دوات و كتف

شيخ مفيد گويد : چون پيامبر سلام نماز را گفت به طرف منزلش بازگشت و ابو بكر و عمر و گروهى از حاضران در مسجد را طلب كرد و به آنان فرمود : آيا نگفتم سپاه اسامه را روانه سازيد ؟ گفتند : چرا رسول خدا . فرمود : پس چرا اجراى اين فرمان را به تأخير مىاندازيد ؟ ابو بكر گفت : من رفتم اما بازگشتم تا با تو تجديد عهد بكنم . عمر نيز گفت : اى رسول خدا من نرفتم زيرا دوست نداشتم حال شما را از سواران ( قاصدان ) بپرسم . آن‌گاه پيامبر سه بار فرمود : به لشكر اسامه بپيونديد . سپس از رنج و اندوهى كه به او دست داده بود از حال برفت . مسلمانان گريه كردند و زنان و فرزندان آن حضرت و نيز زنان مسلمانان و هركس كه در آنجا بود به صداى بلند گريستند . پس پيامبر به هوش آمد و فرمود : « دوات و كتف براى من حاضر كنيد تا چيزى براى شما بنويسم كه هرگز پس از آن گمراه نمىشويد » « 74 » آن‌گاه از هوش رفت . يكى از كسانى كه در آنجا حضور داشت براى گرفتن دوات و كتف از جاى برخاست . عمر به او گفت : بازگرد . او ( رسول خدا ) هذيان مىگويد . آن مرد هم بازگشت . كسانى كه آنجا بودند از اينكه براى آن حضرت دوات و كتف آماده نكرده بودند ابراز پشيمانى مىكردند و يكديگر را مورد سرزنش قرار داده مىگفتند :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » .
ما از
هامش
( 74 ) . « ايتونى بدواة و كتف الاكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده ابدا » . در برخى از روايات كه بعدا ذكر خواهد شد . « لا تضلون » آمده و حذف نون در اين روايت بنابر جزم و در جواب طلب است . ( ر . ك به ارشاد السارى ، ج 4 ، ص 5 )