تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
از آن دو را براى بالا بردن پدر خود و دلبستگى آنها را به اين كار مشاهده كرد ، گفت : دست برداريد . شما همچون زنانى هستيد كه همدم يوسف بودند . سپس آن حضرت براى از بين بردن شبهه ، به شتاب برخاست . درحالىكه آن حضرت نمىتوانست از شدت ضعف روى پاهاى خود بايستد . لذا دست على بن ابيطالب و فضل بن عباس را گرفت و بر آنها تكيه داد . پاهاى آن حضرت به روى زمين كشيده مىشد . آن حضرت ابو بكر را در محراب نماز ديد . پس با دست به او اشاره كرد تا قدرى عقب رود . ابو بكر نيز عقب رفت و پيامبر به جاى او ايستاد و تكبير گفت و نمازى را كه ابو بكر شروع كرده بود ، آغاز كرد و دنبالهء نماز او را ادامه نداد . ابن هشام مىنويسد : وقتى بلال ، پيامبر را براى اقامهء نماز صدا كرد ، آن حضرت فرمود : يكى را تعيين كنيد تا با مردم نماز بخواند . عبد الله بن زمعه به عمر گفت : « تو با مردم نماز بخوان » . ابو بكر در آن موقع حضور نداشت . چون عمر تكبير گفت : پيامبر صداى او را شنيد و كسى را به دنبال ابو بكر فرستاد . ابو بكر نيز پس از آنكه عمر نمازش را تمام كرد سررسيد و با مردم نماز گزارد . طبرى نيز همين روايت را نقل كرده است . ابن سعد هم از عايشه چنين نقل مىكند . پيامبر فرمود : ابو بكر را بگوييد تا با مردم نماز بخواند . عايشه گفت : او مردى رقيق است . پيامبر بازگشت عايشه نيز برگشت . پيامبر در خشم شد و گفت : شما زنان همچون همدمان يوسفيد . پيامبر درحالىكه به دو تن تكيه داده بود و قدمهايش بر روى زمين كشيده مىشد ، از خانه بيرون آمد و چون به نزديك ابو بكر رسيد اندكى عقب ايستاد و به او اشاره كرد كه در جايش بايستد و خود در كنار ابو بكر نشست . عايشه گفت : در آن روز ابو بكر به پيامبر و مردم به ابو بكر اقتدا كردند . در روايت ديگرى از طبرى آمده است : رسول خدا نماز را از جايى كه ابو بكر به پايان رسانده بود ، ادامه داد . اگر در رواياتى كه از ابن هشام و ابن سعد و طبرى نقل كرديم ، دقت كنيم به امور اختلاف و تناقض در ميان آنها پى مىبريم . اين تناقضات از نظر عقلى مردودند و نمىتوان بر آنها اعتماد كرد . برخى از اين اخبار تصريح دارند كه پيامبر هيچ‌كس را به عينه براى اقامهء نماز تعيين نكرد و برخى ديگر از روايات گوياى آن است كه پيامبر در آغاز امر كسى را براى به جاى آوردن نماز با مردم معين نكرد . اما پس از آنكه صداى تكبير عمر را شنيد كسى را براى اين كار ، انتخاب كرد و مردم دوباره نماز صبح را اقامه نكردند . اگر پيامبر گفته باشد كسى را براى اقامهء نماز با مردم بگماريد و ابن زمعه عمر را براى اين كار گمارده و او نيز نماز را به اتمام رسانده باشد ، در واقع فرمان پيامبر انجام شده است . بنابراين چه انگيزهء ديگرى در كار بوده كه پيامبر كسى را به دنبال ابو بكر مىفرستد و او نيز بار ديگر