تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
امير المؤمنين در ميان امت پس از او نازل شد و پيش از اين نيز در اين‌باره وحى بر آن حضرت نازل شده ولى زمان مشخصى براى انجام اين كار تعيين نشده بود . ازاين‌رو پيغمبر به اين كار چندان نمىپرداخت و آن را موكول به وقتى كرد كه از اختلاف مردم دربارهء امير المؤمنين ايمن باشد . خداوند مىدانست كه اگر پيغمبر از غدير خم بگذرد بيشتر مردم از پيغمبر جدا مىشوند و هريك به سوى شهر و ديار خود مىرود لذا خداوند اراده فرمود آنان را براى شنيدن فرمان جانشينى آن حضرت گرد آورد . و خواست حجت در اين‌باره بر همگى تمام شود . پس خداوند تعالى اين آيه را نازل فرمود :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ »
يعنى دربارهء جانشينى على و اعلام امامت او
« وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
پس خداوند وجوب ابلاغ اين فرمان را بر پيامبر تأكيد كرد و او را از تأخير در اجراى اين فرمان ترسانيد و حفظ سلامتى او را از شر مردم ضمانت كرد . پس پيامبر در چنين مكانى فرود آمد و مسلمانان در اطراف او جاى گرفتند . آن روز بسيار گرم بود . رسول خدا فرمان داد زير درختهايى را كه در آنجا بود پاك كنند و جهاز شتران را فراهم كرده روى هم بچينند . پس به منادى خود فرمان داد تا در ميان مردم بانگ زند و آنان را جمع كند . بسيارى از همراهان پيامبر ، به خاطر گرماى شديد آن روز ، رداى خود را بر روى پاهاى خود مىكشيدند . چون مسلمانان جمع شدند پيامبر بر جهاز شتران بالا رفت تا آنكه به بالاى آنها رسيد و على را هم با خود بالا برد تا آنكه در جانب راست پيامبر ايستاد . سپس پيامبر براى مردم خطبه خواند و خداوند را حمد و ثنا گفت و پند و اندرز داد و خبر مرگ خويش را براى امتش بازگو كرد و گفت : من به سوى خداوند فرمان يافته‌ام و از ميان شما مىروم و نزديك است كه دعوت الهى را اجابت كنم . من در ميان شما دو چيز بر جاى مىگذارم تا زمانىكه بدان دست آويزيد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد . كتاب خدا و عترت من اهل بيتم . بدانيد كه اين دو از هم جدا نمىشوند مگر آنكه در كنار حوض بر من درآيند . پس به بانگى بلند فرمود : آيا من سزاوارتر از شما به خودتان نيستم ؟ گفتند : چرا . پس بلافاصله درحالىكه بازوان على را به دست گرفته بود آن‌طور كه سپيدى زير بغل او پيدا بود ، فرمود : پس هركس كه من مولاى اويم على هم مولاى اوست . خداوندا دوستدار او را دوست بدار و دشمن او را دشمن دار و ياور كسى باش كه او را يارى مىكند و خوار كن كسى را كه ياريش نكند . سپس فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد و چون موقع زوال شد ، نماز ظهر را با مسلمانان اقامه كرد و در چادرش نشست و به على فرمان داد در چادرى يا چادر او نشيند . سپس به مسلمانان دستور داد كه دسته‌دسته بر على وارد شوند و مقام او را به وى تبريك گويند و بر او به عنوان امير مسلمانان سلام و درود فرستند . مردم نيز مطابق دستور پيامبر عمل كردند . سپس به همسران خود و ساير زنان مؤمنان كه در اين سفر او را همراهى