تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
مىشود كه حج آنان مركب از دو عمل عمره و حج بود كه يكى مرتبط به ديگرى است . اما كسى كه قربانى با خود داشت فقط در اين سال حج قران به جاى آورد . اما پس از اين سال حج كسانى كه از مكه بيش از چهل و هشت ميل فاصله دارند حج تمتع است نه حج افراد و نه حج قران . و معلوم مىشود كه گروهى از مسلمانان چندان خشنود نبودند كه حج على مانند حج پيامبر باشد و آن‌گاه حج ساير آنان يا حج اين دو مخالف باشد . از اين جهت بين احلال و باقى ماندن بر احرام ترديد كردند يا آنكه از روى حسادت با على نمىخواستند از احرام بيرون روند . ( و به راستى حسادت از ديرباز در مردم وجود داشته است ! ) و ملاحظه كرديد كه اين صحابه براى سرپيچى خود از فرمان پيامبر چه عذر و توجيه نامقبولى ارائه دادند . و در سخن پيامبر كه فرمود : اگر من در آغاز اين سفر مىدانستم آنچه را در پايان آن دانستم قربانى با خود نمىآوردم ، مىتوان پى برد كه آن حضرت بر برتر بودن حج تمتع اشاره كرده است . ابن سعد نويسد : پس از آنكه پيامبر جمره عقبه را در منى در روز عيد رمى كرد شترها را قربانى كرد . مؤلف سيرهء حلبيه گويد : پيامبر با دست شريف خود سى و شش شتر را قربانى كرد و اين شترهايى بود كه پيامبر آنها را با خود از مدينه آورده بود و به على فرمان داد تا باقى شترها را قربان كند و بدين وسيله يكصد شتر قربانى شد . ( گويا اين شترانى بود كه على از يمن با خود آورد . ) اين مؤلف در ادامهء سخنانش مىنويسد : از ابن عباس روايت شده است كه پيامبر در حجة الوداع صد شتر براى قربانى با خود داشت كه سى رأس آن را خود قربانى كرد و به على دستور داد تا باقى آنها را قربان كند و به على فرمود : گوشت و پوست آنها را در ميان مردم تقسيم كن و چيزى از آن را به گوشت‌فروش مده و براى خود ما پاره‌اى از گوشت شتر من بگير و آن را در ديگى بگذار تا از گوشت آن تناول كنيم و به اندازهء آبگوشتى از آن برخوردار شويم . على نيز چنين كرد .

حديث غدير

شيخ مفيد گويد : چون رسول خدا اعمال حج را به اتمام رساند و على را در قربانيش سهيم كرد به طرف مدينه بازگشت درحالىكه على و ساير مسلمانان به همراه آن حضرت در حركت بودند . تا آنكه به محلى معروف به غدير خم رسيد ( غدير خم نزديك به جحفه در منطقه‌اى به نام رابغ است . اين واقعه در روز هجدهم ذى الحجه سال دهم هجرى اتفاق افتاد . ) و اين مكان ، براى منزل كردن مناسب نبود زيرا آب و چراگاه نداشت . پس آن حضرت در آنجا فرود آمد و مسلمانان نيز با او در همانجا پايين آمدند . علت فرود آمدن پيامبر در اين محل آن بود كه از جانب خداوند تعالى آيه‌اى دربارهء نصب خلافت