روزه است پس چگونه روزهء يك روز برابر با شصت ماه است ؟ انكار كرم خدا و نسبت بخل به اكرم الاكرمين است و آيا از نظر عقل ما نمىدارد كه خداوند به كسى كه روز غدير را روزه گرفته اجر شصت ماه روزه براى او بنويسد و آن را بيشتر از روزهء ماه رمضان براى او حساب كند ؟ اگرچه روزهء ماه رمضان واجب باشد .
آيا اگر حاكمى به برخى از رعيتش پاداشى دهد كه بيش از پاداشى باشد كه به وزرايش مىبخشد آيا مىتوان او را نكوهش كرد و گفت : كار ناپسنديدهاى انجام داده است ؟ اما سوگند ذهبى به خداوند كه اين آيه جز در روز عرفه نازل نشده متكى بر جرئت او بر اين مسئله است و گويى او خود در روز عرفه و غدير خم حضور داشته است ! ! و روايتى كه گويد آيهء
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ . . . »
در روز غدير نازل شده است با رواياتى كه از ائمهء اطهار با سندهايى صحيح نقل شده ، موافقت دارد . و انگيزهء تضعيف سند اين روايات دور نيست كه به خاطر عدم تحمل مردم از مضمون اين روايات باشد . و براى صحت اين اخبار همين كافى است كه آنها با روايات صحيحهاى كه از ائمهء نقل شده سازگارى دارد . و بسيارى از شعراى شيعه ، چه در گذشته و چه در حال ، دربارهء غدير خم اشعارى سرودهاند . كميت بن زيدى اسدى طى ابياتى در اينباره چنين سروده است :
روز دوح ، دوح غدير خم پيامبر براى على ( ع ) ولايت را آشكار كرد اگر اطاعت مىشد .
اما مردان با او دست بيعت دادند و من مانند اين امر بزرگ چيزى نديدم كه چنين ضايع شد .
سيد حميرى در قصيدهاى گويد :
پيامبر روزى در غدير ولايت او را واجب فرمود بر هر عرب و عجمى .
در كنار دوحهء خم درحالىكه دست على را گرفت به طور آشكار و واضح نه مبهم و درهم نام او را بر زبان راند .
آگاه باش سوگند به كسى كه با مويى ژوليده و بر شترى استوار به سوى ركن خانهء خداوند روى كرده بود .
سواران هر ديار يكديگر را ملاقات كردند هركس در روز دوح ( غدير ) تسليم نشد همانا گمراه شد .
همچنين سيد حميرى در قصيدهاى ديگر گويد :
سپس آيهاى ممتاز به پيامبر نازل شد از سوى پروردگارش و از آن گريزى نبود .
تبليغ كن آن را و گرنه مبلغ نبودهاى و خداوند تو را از مردم نگهدارنده است و ايشان را بازمىدارد .
پس برخاست پيامبرى كه محافظت مىكرد از آنچه به وى گفته شده بود .
سخنرانى كرد درحالىكه مأمور بود و در دست او دست على بود كه براى مردم مىدرخشيد .