تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
سيرهء دحلان نوشته شده است : با پيامبر نود هزار تن خارج شده‌اند . برخى شمار حج‌گزاران همراه پيامبر را رقمى معادل صد هزار و يا صد و بيست و چهار هزار تن و يا بيش از اين نيز ذكر كرده‌اند . البته مىتوان ميان اين سخنان را چنين جمع كرد كه شمار كسانى كه از مدينه و اطراف آن به همراه پيامبر بودند چهل هزار تن مىشده و با اضافه كردن كسانى كه از نزديك مدينه آمده بودند تعداد آنها به هفتاد يا نود هزار تن مىرسيده و شمار كلى حج‌گزاران ، اعم از دور و نزديك ، صد و بيست و چهار هزار تن مىشده است . ( و الله اعلم ) ابن سعد مىنويسد : نه همسر پيامبر و دخترش فاطمه كه بر كجاوه‌ها سوار بودند در اين سفر پيامبر را همراهى مىكردند . شتران قربانى نيز در اين مسير حركت داده مىشدند . شيخ مفيد گويد : پيغمبر نامه‌اى به على ( ع ) نوشت كه براى انجام حج از يمن به مكه آيد ولى براى او نوع حج خود را ننوشت و خود به قصد حج قران درحالىكه شترانى را براى قربانى برداشته بود به سوى مكه در حركت شد و در جايى به نام ذى الحليفه احرام بست . مردم نيز با آن حضرت احرام بستند و از بيداء لبيك گفت و فاصلهء ميان دو حرم ( مكه و مدينه ) را نيز با لبيك گفتن طى كرد . از طرفى امير المؤمنين با همراهانش از يمن به جانب مكه حركت كرد و آن جامه‌هايى را كه از نجرانيان ستانده بود ، با خود مىبرد . چون رسول خدا ( ص ) از راه مدينه به نزديكى مكه رسيد . على ( ع ) هم كه از راه يمن عازم بود به نزديكى مكه آمد . وى در پيشاپيش لشكر حركت مىكرد تا پيامبر را ببيند و مردى از سپاهيان را به جانشينى خود بر لشكر گماشت . پس پيامبر را درحالىكه وارد مكه مىشد ، دريافت و بر او سلام داد و آن حضرت را از آنچه در يمن كرده و از خراجى كه از نجرانيان ستانده بود آگاه ساخت . و به پيامبر گفت براى ديدار با او پيشاپيش سپاه شتاب جسته است . رسول خدا از اين امر و نيز از ملاقات با على خشنود شد و از وى پرسيد : به چه نيتى احرام بستى ؟ على ( ع ) پاسخ داد : اى رسول خدا برايم ننوشته بودى كه خود چه احرامى خواهى بست . ازاين‌رو من نيت خود را به نيت تو بستم و گفتم : خداوندا به مانند احرام پيغمبرت ، احرام مىبندم . و سى و چهار شتر براى قربانى آورده‌ام . رسول خدا فرمود : الله اكبر ! من شصت و شش شتر را براى قربانى آورده‌ام و تو در حج و مناسك و قربانى من با من شريك هستى . پس اكنون بر احرام خود باش و به سوى سپاهيان خود بازگرد و در بازگشت شتاب كن تا ان شاء الله تا در مكه به يكديگر بپيونديم . در سيرهء ابن هشام آمده است : رسول خدا به على گفت : آيا قربانى با خودت آورده‌اى ؟ گفت : خير . پس پيامبر او را در قربانيش شريك كرد و على بر احرامش ماند تا آنكه هر دو از حج فراغ يافتند و رسول خدا از طرف خود و على شتران را قربانى كرد . در سيرهء حلبيه گفته شده است : مىتوان بين اين روايت و روايتى كه گفته است على از يمن با شترانى براى