تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
فرمانبردارى كنى در همان‌جا كه هستى بايست . سپس امير المؤمنين به مبارزه با عمرو قدم نهاد و چنان فريادى كشيد كه عمرو بگريخت و برادر و پسر برادر او را كشت و همسر عمرو بن معدى كرب به نام ركانة دختر سلامه و عده‌اى از زنان قبيلهء بنى زبيد را به اسارت درآورد . امير المؤمنين عزم بازگشت كرد و خالد بن سعيد را به جانشينى خود در ميان قبيلهء بنى زبيد گماشت تا صدقات ايشان را بگيرد و به هركس از فراريان كه بازگردد و اسلام آورد امان دهد . پس عمرو بن معدى كرب بازگشت و از خالد بن سعيد اذن خواست . چون خالد به او اجازهء ورود داد ، عمرو دوباره به اسلام روى آورد و دربارهء زن و فرزندانش كه جزو اسرا بودند با خالد سخن گفت : خالد نيز آنان را به او بخشيد . وقتى كه عمرو براى كسب اجازه در برابر در جايگاه خالد بن سعيد ايستاده بود ، شترهايى را يافت كه نحر شده بودند . او دست و پاى آن شتران را جمع آورد و با يك ضربهء شمشيرش تمام آنها را خرد كرد . به آن شمشير عمرو ، صمصامه مىگفتند . هنگامىكه خالد بن سعيد زن و فرزندان عمرو را به او بازگردانيد ، عمرو هم در مقابل شمشير صمصامه را به خالد بخشيد . همچنين شيخ مفيد در قسمتى ديگر از كتاب ارشاد مىنويسد : رسول خدا ، على ( ع ) را به يمن گسيل داشت تا زكات ( طلا و نقره ) آن را بستاند و چيزهايى را كه طبق توافقنامهء آن حضرت با نجرانيان قرار بود از آنان بگيرد ، دريافت كند . على ( ع ) نيز به كارى كه پيامبر او را براى انجام آن برگزيده بود ، روى آورد و فرمان رسول خدا را امتثال كرد و در اطاعت از آن حضرت شتاب جست . رسول خدا هم بر كس ديگرى جز على در انجام اين مأموريت دل آسوده نبود و جز او كس ديگرى را در ميان مسلمانان شايسته انجام چنين مأموريت خطيرى نديد . ازاين‌رو على را در اين كار به قائم مقامى خود برگرفت و به او اطمينان كامل داشت و به يقين مىدانست كه على ( ع ) اين مأموريت را به شايستگى به انجام خواهد رسانيد . ابن اثير در خصوص حوادث سال دهم هجرى گويد : گفته‌اند در اين سال پيغمبر ( ص ) فرماندهان خود را بر جمع‌آورى زكات اعزام مىكرد . و سپس مىگويد ، پيغمبر على بن ابيطالب را به طرف نجران فرستاد تا زكات و جزيهء ايشان را بازستاند . على نيز به اين مأموريت رفت و صدقات و جزيهء نجرانيان را گرفت و برگشت و پيامبر را در مكه در موسم حجة الوداع ديدار كرد . ابن اثير پس از اين ذكر مىكند كه على ( ع ) كسى را به جانشينى خود بر لشگر گمارده است . ظاهرا اين عبارات نشانگر آن است كه تمامى اين سخنان از يك واقعه حكايت مىكنند و آن هم جنگ على با بنى زبيد يكى از قبيله‌هاى مذحج و گرفتن زكات و اجناسى است كه بر سر آن با نجرانيان توافق كرده بودند . پس از اينكه على ، اين اقدامات را به پايان رسانيد بازگشت و در موسم حجة الوداع به پيامبر پيوست . غزوهء زبيدى كه شيخ مفيد از آن ياد كرده ، اگرچه ممكن است يك سفر باشد و با سفرى