پيكار با دشمن نخواهد بود و كارها بدون آنكه نيازى به استفاده از شمشير باشد ، سروسامان خواهد گرفت . خداوند فقط اين دستور را براى آن صادر كرد كه ياران پيامبر را بيازمايد تا چهرهء افراد او را متمايز و باطن آنها را آشكار كند . بيشتر اصحاب آن حضرت در رفتن كاهلى ورزيدند و عدهاى از آنها نيز با خاطرى گران آمادهء رفتن شدند و گروهى ديگر از پيروى پيغمبر سر باز زدند . طبرى گويد : ابن اسحاق گفته است رسول خدا ( ص ) ، على بن ابيطالب را به عنوان سرپرست بر خانوادهاش گماشت و به او دستور داد تا در ميان ايشان بماند و بساع بن عرفطه غفارى را به جانشينى خود در مدينه گذاشت . ابن هشام گويد : پيامبر محمد بن مسلمه انصارى را در مدينه به جاى خود قرار داد و على بن ابيطالب را به عنوان سرپرست بر خانوادهاش گماشت و به او دستور داد تا در ميان آنان بماند . شيخ مفيد گويد :
چون پيامبر راهى اين سفر شد امير المؤمنين را به جانشينى خود در ميان خانواده و فرزندان و ازواج و آنان كه با وى از مكه به مدينه هجرت كرده بودند گماشت و به او گفت : اى على ! كار مدينه سامان نمىيابد مگر به دست من يا تو . زيرا پيامبر از نيتهاى پليد اعراب و بسيارى از مردم مكه و اطراف آن كه پيامبر به جنگ آنان رفته و عدهاى از آنان را كشته بود ، خبر داشت از اين جهت بيم آن داشت كه ايشان از نبود پيامبر در شهر و رفتن او به جنگ روميان استفاده كنند و به مدينه يورش آرند . و چون كسى جز امير المؤمنين شايستگى نيابت از آن حضرت را در شهر نداشت و به كس ديگرى جز او در دفع شر و فساد از مدينه و جلوگيرى از زيان به مردم آن و كسانى كه به جنگ نرفته بود اعتماد نداشت و به كسى جز على در ترسانيدن دشمن و نگاهبانى از مدينه و پاسدارى از اهل آن متكى نبود او را آشكارا به مقام جانشينى خود برگزيد و در همينجا بر امت على پس از خود بر مسلمانان نصى جلى ( آشكار ) ارائه فرمود . و به راستى اگر خداوند براى پيغمبر در اين جنگ ، پيشبينى نبرد و پيكار مىكرد به پيامبر اجازه نمىداد كه على را در مدينه ، جانشين خود گرداند . بلكه برعكس مصلحت الهى در جانشين كردن على در مدينه بود و جانشينى على در مدينه به جاى پيامبر خود مقامى برتر و والاست .
چنانچه ملاحظه شد شيخ مفيد ، هيچ سخنى از جانشينى كس ديگرى در مدينه به ميان نياورده است و اين سخن درستتر به نظر مىرسد . زيرا با توجه به شجاعت و كفايت و حسن تدبير على ( ع ) لازم نبود تا كس ديگرى با آن حضرت در امر جانشينى پيامبر ، مشاركت ورزد . وقتى پيامبر در برخى از جنگهايش تنها يكى از صحابى خود را به نام عبد الله بن ام مكتوم ، كه كور هم بوده به جانشينى خود برمىگزيند چرا على ( ع ) را با وجود آن كفايت و شجاعت بىنظير به اين امر منصوب نكند ؟ ! از اين گذشته روايت دربارهء فردى كه به جانشينى پيامبر منصوب شده مضطرب است . برخى اين فرد را محمد بن مسلمه دانسته و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 351
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٥١