مسائل پيچيده اى كه از على ( ع ) در زمان حيات رسول خدا پرسش شد
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است كه جابر و ابن عباس روايت كرده اند كه ابى ابن كعب در حضور پيامبر آيهء " واسبغ عليكم نعمة ظاهر و باطنه " را خواند . آن حضرت با كسانى كه اطرافش را گرفته وابوبكر و ابوعبيده و عمر و عثمان وعبدالرحمن نيز ميان آنان بودند ، پرسيد : الان بگوييد نخستين نعمتى كه خداوند شما را با آنان محكم كرد و بدان شما را آزمايش كرد چه بوده است ؟ اطرافيان پيامبر به ذكر معاش و خورد و خوراك و نسل و همسر پرداختند و چون سخنانشان تمام شد ، آن حضرت روبه على كرد و گفت : اى ابوالحسن ! تو هم پاسخ بده ! على گفت : همانا خداوند مرا آفريد و حال آنكه پيش از آن چيز قابل ذكرى نبودم و او به من احسان كرد و مرا زنده كرد ، نه مرده . وهم او مرا به وجود آورد . پس براى اوست حمد به خاطر آنكه مرا در زيباترين صورت و به هنجارترين تركيب خلق كرد و مرا متفكر و هوشيار قرار داد نه ابله و فراموشكار و به من احساس و ادراك داد تا با آنها هرچه را مى خواهم جست و جو كنم و چراغى تابان در را هم گذارد وهم او مرا به دين خودش راهنمايى كرد و مرا از راهش منحرف نكرد . و مرا به سوى زندگانيى خواهد برد كه ناگسستنى است .
هم او مرا مالك قرار داد نه بنده واوست كه آسمان و زمين خود را با تمام مخلوقات روى آنها وميان آنها به تسخير من درآورد و ما را مذكر و قوام بر محرومان خود قرار داد نه مؤنث .
رسول خدا ( ص ) در پايان هر قسمت از گفتار على ( ع ) مى فرمود : درست گفتى . سپس به على فرمود : پس از اينها چيست ؟ على ( ع ) فرمود : اگر نعمتهاى خداوند را برشماريد نمى توانيد آن را حساب كنيد . پس پيامبر تبسم كرد و فرمود : بر تو مبارك باد حكمت ، بر تو مبارك باد علم ، اى ابوالحسن ! تو وارث علم ودانش منى و پس از من اختلافات را براى امت من حل مى كنى . " الخ "
اخبار على ( ع ) در غزوهء تبوك
اين غزوه در ماه رجب سال نهم هجرى روى داد . ما تفضيل اين جنگ را پيش از اين دو جلد دوم بيان كرديم و در اينجا تنها رخدادهايى را كه با زندگى على ( ع ) پيوستگى دارد نقل مى كنيم اگر چه ممكن است برخى از آنها تكرار باشد .
چنانچه گفتيم ، انگيزهء وقوع اين جنگ آن بود كه به پيغمبر خبر رسيد كه روميان عدهء بسيارى را در شام گرد آورده اند و هر قل آذوقهء يك سالهء سپاهيانش را فراهم آورده است و قبايل عرب نيز با او همداستان شده و مقدمات حملهء او را به بلقا مهيا كرده اند . شيخ مفيد در اين باره مى نويسد : خداوند به پيامبرش وحى كرد كه خود به سوى سپاهيان روم رود و مردم را براى حركت با خود دعوت كند و خداوند او را آگاه كرد كه در اين غزوه نيازى به جنگ و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٥٠