من در ميان خاندانم و در دار الهجرت ( مدينه ) هستى . آيا نمىخواهى نسبت به من مانند هارون باشى نسبت به موسى جز آنكه پس از من پيامبرى برانگيخته نخواهد شد ؟ و اگر خداوند براى پيامبرش در اين جنگ ، پيكار و نبردى را مقدر كرده بود به وى اجازه نمىداد تا امير المؤمنين را در مدينه جانشين خود سازد . بلكه برعكس خداوند چنين صلاح مىديد كه على به جانشينى پيامبر برگزيده شود و در مدينه بماند .
فرستادن سورهء برائت با على ( ع ) در ذى الحجهء سال نهم هجرى
اين واقعه در ذى الحجهء سال نهم هجرى به وقوع پيوست . پيش از اين به طور مفصل در اين باره در جلد اول سخن گفتيم و در اينجا متذكر خلاصهاى از اين واقعه خواهيم شد . اگرچه ممكن است برخى موارد تكرارى باشد .
شيخ طوسى در مصباح گويد : در نخستين روز از ذى الحجهء سال نهم هجرى ، وقتى سورهء برائت بر پيامبر فرود آمد آن حضرت اين سوره را به دست ابو بكر سپرد تا در مكه قرائت كند . اما پس از چندى به آن حضرت وحى شد كه اين سوره را كسى جز خودت يا مردى از تو نمىتواند ، ابلاغ كند . پيامبر نيز على را فرستاد تا به ابو بكر رسيد و آن سوره را از او گرفت .
طبرى در تفسير خود به نقل از زيد بن يثيغ گفته است : وقتى سورهء برائت نازل شد رسول خدا آن را به ابو بكر داد ولى پس از آن على را فرستاد و آن سوره را از ابو بكر گرفت . چون ابو بكر بازگشت گفت : آيا دربارهء من چيزى نازل شده است ؟ گفت : خير اما چنين امر شدم كه يا خود و يا مردى از اهل بيتم آن سوره را ابلاغ كند . على به مكه رفت و در ميان ايشان قطعنامهاى در چهار ماده خواند . مواد اين قطعنامه عبارت بودند از : هيچ مشركى نبايد پس از اين سال به مكه قدم گذارد . طواف با بدن برهنه ممنوع است . جز مسلمانان كسى وارد بهشت نمىشود . كسانى كه با رسول خدا پيمانى دارند ، همچنان آن پيمان به قوت خود باقى است .
حاكم در مستدرك از ابن عباس نقل كرده است كه گفت : رسول خدا ابو بكر را فرستاد و به او دستور داد تا اين كلمات را بگويد . سپس على را به دنبال ابو بكر روانه كرد . ابو بكر در ميانهء راه بود كه ناگهان صداى شتر رسول خدا را شنيد . وى با بيم و هراس بيرون آمد و گمان كرد آن سوار رسول خداست . اما ناگهان على را ديد ( تا آنجا كه ) پس على بانگ برداشت و گفت : « ان الله برى من المشركين و رسوله فسيحوا فى الارض اربعه اشهر . » پس از اين سال ، مشركى نبايد حج كند و نبايد كسى برهنه به دور خانهء خدا طواف كند و جز مؤمن كسى وارد بهشت نمىشود .
همچنين حاكم به سند خود از زيد بن يثيغ نقل مىكند : از على ( ع ) پرسيديم با چه چيزهايى