تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
كرده است . چنان كه آيات قرآنى نيز بر همين معنا اشارت كرده و خداوند تعالى در آنجا فرمود است : أفمن يهدى الى الحق احق أن يتبع امن لا يهدى الا أن يهدى فمالكم كيف تحكمون " 67 و نيز فرموده است : " قل هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون انما يتذكرو اولوالالباب " 68 همچنين خداوند در داستان خلقت آدم مى فرمايد : " قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء ونحن نسبح بحمدك ونقدس لك قال : انى أعلم مالا تعلمون وعلم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبؤنى باسماء هؤلاء ان كنتم صادقين . قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما أنباهم باسمائهم لا علم لنا إلا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انباهم باسمائهم قال الم اقل لكم انى اعلم غيب السموات والارض و اعلم ماتبدون وماكنتم تكتمون " 69 خداوند بدين وسيله به ملائكة توجه داده است كه آدم به جانشينى در روى زمين از ايشان سزاوارتر است زيرا وى از ملائكه به اسماء داناتر و در خير دادن از آنان برتر بود همچنين خداوند در ماجراى طالوت در قرآن مى فرمايد : " وقال لهم نبيهم ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا انى يكون له الملك علينا ونحن احق بالملك منه و لم يوت سعة من المال قال ان الله اصطفاه : بنابر اين خداوند در اين داستان علت پيشوايى طالوت برايشان را نيروى بيشتر علمى و جسمى ذكر كرده واو را با اين دو عامل بر تمام مردم مقدم داشته است و اين آيات با ميزان خود نيز سازگار است . زيرا كسى كه از ديگران دانش بيشترى دارد از كسانى كه داراى چنين علم و دانشى نيستند به پيشوايى و امامت سزاوارتر است . اين آيات نيز بر وجوب تقدم امير مؤمنان بر همهء مسلمانان در امر جاشنينى رسول خدا و امامت مردم دلالت مىكند . چرا كه وى در علم و حكمت از همهء آنان چهرهء بارزتر و برترى داشت . ما در اينجا با مدد از خداوند تعالى گوشه اى از قضايا و داوريها و پاسخهاى آن حضرت را در عهد رسول خدا و خلفاى اربعه ، به ترتيب سال ، ذكر مى كنيم . قضايا و داوريهاى على ( ع ) در زمان رسول خدا ( ص ) رد يمن 1 . شيخ مفيد روايت كرده است كه على ( ع ) دربارهء كنيزكى كه دو تن به صورت مشاركت او را خريده بودند و هر دو در يك طهر ( فاصلهء بين دو حيض ) به خاطر علم نداشتن به تحريم اين كار ، با آن كنيزك مجامعت كرده بودند ، آن حضرت براى آنكه بچه را به يكى از آن دو واگذار كند بين آنان قرعه انداخت و بچه را به كسى سپرد كه نام وى به قرعه افتاده بود . و او را واداشت تا نيمى از قيمت آن بچه را به شريكش بپردازد . زيرا اين طفل ، فرزند كنيز بود . خبر
هامش
67 . آيه 35 سورهء يونس - م . 68 . آيه 9 سورهء زمر . + م . 69 . آيات 30 - 33 سوره بقره . - م .