تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
ديگرى را دستاويز خو فرار داد تا آنكه هر چهارتن به درون گودال فروافتادند و همگى توسط شير كشته شدند . پس امير المؤمنين ( ع ) فرمود : تمام ديه را از قبايلى كه به تماشاى گودال آمده بودند جمع آورى كنند و ديه را به نيم و يك سوم و يك چهارم تقسيم كرد و به بازماندگان شخص نخست يك چهارم ديه پرداخت زيرا اين شخص باعث مرگ سه تن بود . آن گاه به بازماندگان شخص دوم يك سوم ديه را پرداخت نمود زيرا وى باعث قتل دوتن بود و به بازماندگان فرد سوم نيمى از ديه را داد چرا كه وى تنها مسبب قتل يك تن بود و به بازماندگان شخص آخر ( چهارم ) تمام ديه را پرداخت كرد زيرا وى عامل قتل كس ديگرى نبود . گروهى رسول خدا را از نحوهء داورى امير المؤمنين مطلع كردند و آن حضرت فرمود : اين ماجرا به همان ترتيب كه على ( ع ) دربارهء آن داورى كرده ، قضاوت مىشود . ظاهرا اين دو روايت ، حاكى از دو واقعه اند . بنابراين در روايت نخست آمده است كه شخص اول ، بدون دخالت كسى به درون گودال فرو افتاد ولى در روايت دوم چنين آمده است كه تماشاگرانى كه به دور گودال گرد آمده بودند در اثر انجام خود باعت سقوط نخستين شخص به درون گودال شدند . از اين رو على ( ع ) در اين دو مورد دوگونه مختلف داورى كرده است . 3 . مفيد در ارشاد نقل كرده است : داورى در نزد على ( ع ) مطرح شد . بدين ترتيب كه زنى بى جهت كه تنها براى بازى و تفريح زن ديگرى را بر دوش خود سوار كرده بود . زن ديگرى از راه رسيد و آن زن زيرى را نيشگون گرفت و در نتيجه آن زن از جا پريد و كسى كه بر گردنش بود به زمين خورد وگردنش خرد شد و مرد . على ( ع ) در اين باره چنين داورى فرمود كه يك سوم خونبهاى زن را باياد زن سومى كه نيشگون گرفته است بپردازد و يك سوم ديگر خونبها را زنى كه مقتوله را بر دوش گرفته بود بايد پرداخت كند و يك سوم خونبهاى او را هم به هدر داد . زيرا مقتوله بدون دليل و بيهوده بر دوش آن زن سوار شده بود . خبر اين داورى به پيامبر رسيد و آن حضرت داورى على را تأييد كرد و به درستى آن گواهى داد . ابن شهر آشوب در مناقب از ابو عبيد در غريب الحديث و ابن مهدى در نزهة الابصار از اصبع بن نباته از على ( ع ) اين روايت را نقل كرده اند . ابن اثير نيز در نهايهء خود اين روايت را از على ( ع ) نقل كرده است : زمخشرى در الفايق اين روايت را از پيامبر نقل كرده ولى ابن اثير به او اعتراض كرده و گفته است كه اين سخن على ( ع ) است . شايد زمخشرى اين روايت را بدين اعتبار كه پيامبر آن را امضا كرده از قول آن حضرت ( ص ) دانسته است . 4 . داورى مفيد و ابن شهر آشوب آن را پس از داورى فوق الذكر نقل كرده اند . و ظاهر روايات آنان گواه آن است كه اين ماجرا نيز در يمن رخ داده . بدين ترتيب كه ديوارى بر سر گروهى خراب شد و آنان را كشت در ميان كشتگان زن آزادى بود كه فرزندى از فردى آزاد