تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
داشت و زنى كه برده اى بود و صاحب فرزندى از مردى بنده بود . آن حضرت براى روشن شدن حكم بين آن دو كودك قرعه كشيد و كودكى را كه نام او در قرعه ، آزاد درآمده بود آزاد اعلام كرد و براى كسى كه نام او به بندگى درآمده بود ، حكم به بندگى او صادر كرد . سپس آن بنده را آزاد كرد و آن كودك آزاد را مولاى او قرار داد و دربارهء نحوهء ارث برد نشان حكم فرمود كه آنان هم مانند بندهء آزاد شده اى كه از مولاى آزاد كنندهء خود ارث مى برند ارث مى برند . پيامبر اين قضاوت را مورد تأييد قرار داد . 5 . داورى كه از كتاب قصص الانبياء به نقل از شيخ صدوق به سند خود از امام باقر ( ع ) نقل شده است . بدين ترتيب كه اسب شخصى از اهالى يمن گريخت لگدى بر مردى زد و او را كشت . صاحب اسب چنين دليل آورد كه اسب از خانه اش گريخته است . بدين ترتيب على ( ع ) خون آن مرد را هدر داد و پيامبر نيز حكم او را دربارهء اين مسئله تأييد وامضا كرد . زيرا اسب خود گريخته و صاحبش او را رها نكرده بود . داوريهاى على ( ع ) در زمان حيات رسول اكرم در غير يمن 6 . داوريى است كه آن را شيخ مفيد در ارشاد و نيز ابراهيم بن هاشم در عجائب احكام امير المؤمنين ( ع ) به صورت مرسل و نيز ابن شهر آشوب در كتاب ( ع ) مناقب از مصعب بن سلام از امام صادق ( ع ) نقل كرده است . بدين ترتيب كه دو تن به نزد پيامبر آمدند و دربارهء گاوى كه خرى را كشته بود از آن حضرت استفسار كردند . پيغمبر دربارهء حكم اين مسئله از ابو بكر و عمر پرسش كرد و آنان پاسخ دادند : چهارپايى ، چهارپاى ديگرى را كشته است و چيزى بر صاحب گاو نيست . اما على بن ابيطالب فرمود : اگر گاو به جايگاه آن خر وارد شده و او را كشته باشد صاحب گاو بايد پول آن خر را به صاحب آن بپردازد ولى اگر خر به جايگاه گاو وارد شده وكشته شده است ، بر صاحب گاو پرداخت چيزى لازم نيست . آن گاه پيغمبر فرمود : همانا على در ميان شما به داورى الهى ، حكم كرد . پس فرمود : سپاس خداوندى راست كه در ميان ما اهل بيت كسى را قرار داد كه به شيوء داود به داورى مى پردازد . در روايتى ديگر ذكر شده است سپاس خداوندى را سزاست كه كسى را ميان ما قرار داد كه مانند پيامبران قضاوت مىكند . شيخ مفيد گويد : بعضى از عامه گويند اين ماجرا بين دو تن از اهالى يمن اتفاق افتاده و برخى نيز آن را مانند آنچه نقل شد ذكر كرده اند . البته احتمال تعدد واقعه نيز بعيد نيست . 7 . روايتى كه در مناقب نقل شده است . بدين ترتيب كه مردى شتر خود را به سوى آشيانهء شتر مرغى رها كرد و آن شتر تخمهاى شتر مرغ را شكست . آن مرد از على ( ع ) خواست كه دربارهء اين كار داورى فرمايد . آن حضرت نيز فرمود : تو بايد به ازاى هر تخم