كس نمىتواند آنچه را تو از دادن آن خوددارى مىكنى ، بدهد و كسى نمىتواند از آنچه تو اعطا كردهاى ، جلوگيرى كند . وى براى گرفتن رايت نه دست دراز كرد و نه سينه سپر . نه سرك كشيد و نه حب امارت به او دست داد . به راستى چگونه كسى كه ديروز با رايت از ميدان نبرد گريخته بود ، مىتوانست براى گرفتن رايت مجددا دست دراز كند يا سينه سپر كرده سروصدا به راه اندازد ؟
دوازدهم : سخن پيامبر به او كه فرمود : ساكنان خيبر را نخست به اجراى حقوق الهى كه برايشان واجب است ، آگاهى ده . همچنين پيامبر به او فرمود : اگر خداوند يك تن را به دست تو هدايت كند براى تو بسى بهتر از داشتن شتران سرخموى است .
سيزدهم : دعاى پيامبر در حق على كه فرمود : خداوند على را از گزند گرما و سرما در امان دارد و استجابت دعاى آن حضرت در حق على ( ع ) .
چهاردهم : سپر گرفتن درى كه هشتاد تن نتوانستند آن را جابهجا كنند .
پانزدهم : از جاى درآوردن در قلعه و افكندن آن بر زمين و قرار دادن در به عنوان پل بر روى خندق و جمع شدن هفتاد تن از مسلمانان براى برگرداندن در .
شاعران دربارهء واقعهء خيبر اشعار بسيارى سرودهاند . كميت سروده است :
پس از آنكه وليد و مرحب شربت مرگ را چشيدند ، ابن عثمان نيز جرعهء مرگ را سركشيد .
منظور از ابن عثمان در شعر بالا ، همان طلحة بن ابى طلحه عبدرى ، پرچمدار قريش ، است كه در جنگ احد كشته شد . و وليد بن عتبه همان كسى است كه در جنگ بدر از پاى درآمد .
حسان بن ثابت از رسول خدا اجازه خواست تا در اينباره اشعارى بگويد . پيامبر نيز به او اجازه داد . شيخ مفيد شعرهاى حسّان را چنين نقل كرده است :
على به درد چشم مبتلا بود و دارويى مىخواست تا درد او را درمان كند اما درمانى نيافت .
رسول خدا او را با آب دهان خويش شفا داد . پس خوش به حال آنكه درمان يافت و خنك كسى كه درمان كرد .
پيامبر فرمود : امروز پرچم را به مردى قاطع و دلاور خواهم داد كه دوستدار خداست .
او خدايم را دوست دارد و خداوند نيز او را دوست مىدارد و خدا به وسيلهء او دژهاى استوار را بگشايد .
پيامبر براى اين كار على را از ميان تمام مردم برگزيد و او را وزير خود قرار داد و با او پيمان برادرى بست .
مفيد مىنويسد : دربارهء حمل در قلعه توسط على ( ع ) ، شاعرى گويد :
و در آن روز مردى در بزرگ خيبر را بلند كرد و با نيرويى كه از جانب خداوند تأييد شده بود ،
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣١٤