قصد داشتند آن در را حمل كنند و فرق ميان اين دو روشن است .
اما درستتر آن است كه روايتى كه عدد هفت تن در آن آمده دربارهء درى است كه آن حضرت از آن به عنوان سپر سود برده و روايتى كه رقم چهل تن در آن آمده مربوط به در قلعه است و بنابراين نيازى به جمع ميان روايات نيست . در برخى از روايات نيز گفته شده است :
وقتى على در قلعه را از جاى درآورد و از آن به عنوان پل بر روى خندق استفاده كرد در را بر روى دستش نگهداشت تا مسلمانان از آن گذر كردند . من اكنون اين روايت را نيافتم تا مدرك دقيق آن را براى شما نقل كنم . حاج هاشم كعبى در اين بيت از شعر خود به همين نكته اشاره دارد و مىگويد :
آن در را پل قرار دادى و دست قدرتمند تو چون پلى كشيده شده ، گشت .
راوندى در خرايج گويد : پيامبر رايت را به على سپرد . على نيز آن را گرفته به سوى خيبر روانه شد و مسلمانان در پشتسر او حركت كردند تا آنكه به جلوى در خيبر رسيد . نگهبانان يهود و در پيشاپيش آنان مرحب از اين در نگهبانى مىدادند . مرحب چون شترى گريخت .
على ( ع ) آنان را به پذيرش اسلام فراخواند ولى آنان از پذيرفتن اين پيشنهاد سر باز زدند .
سپس آن حضرت ايشان را به پذيرش ذمه دعوت كرد ولى آنان باز هم از اين امر سرپيچى كردند . سپس على ( ع ) بر يهوديان حمله برد و آنان از مقابل على ( ع ) گريختند و وارد قلعه شدند و در آن را بستند . در آن قلعه ، سنگى بود كه در دل صخرهاى كنده شده بود و همچون سنگ آسيابى بود كه در وسط آن سوراخ كوچكى قرار داشت . آن حضرت كمان خود را از دست چپ در آن انداخت و دست چپ خود را در شكافى كه در وسط سنگ بود ، بينداخت .
على ( ع ) از دست راست خود استفاده نكرد زيرا شمشيرش در آن دستش قرار داشت . سپس على ( ع ) سنگ را به طرف خود كشيد و صخرهء كنده شده را بالا برد . در دست چپ آن حضرت بود كه به يهوديان يورش برد و آن در را به منزلهء سپرى براى خود قرار داد و ضربتى بر مرحب وارد كرد و او را كشت و يهوديان از برابر او پا به فرار گذاشتند . در اين هنگام آن حضرت ، اين در سنگى را با دست چپ از پشت خود بيفكند و آن سنگ از بالاى سر مسلمانان گذشت و به انتهاى اردوگاه آنان افتاد . مسلمانان گفتند : ما اين مسافت طى شده را اندازه گرفتيم ، چهل ذرع بود . سپس چهل تن از ما به گرد اين سنگ آمديم تا آن را بلند كنيم ولى فقط توانستيم آن را اندكى از سطح زمين بالا بريم .
در سيرهء حلبيه به نقل از الامتاع آمده است : احاديثى كه از جانب محدثان دربارهء كندن در خيبر توسط على نقل شده ، ردى است بر كسانى كه اين واقعه را انكار كردهاند .
على ( ع ) در اين جنگ مانند ديگر جنگها ، به واسطهء مواردى ، چهرهء ممتازترى از ديگران داشت و به افتخاراتى نايل آمد كه هيچكس با او همسرى نتواند كرد . اين افتخارات كه از
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣١٢