اين دختر ، اسماء ، همسر من است . زيد نيز گفت : او دختر برادر من است . زيرا پيامبر ميان حمزه و زيد پيمان برادرى برقرار كرده بود . پيامبر در اينباره حكم كرد كه جعفر نگهدارى از دختر حمزه را عهدهدار شود . آن حضرت ( ص ) فرمود : خاله به منزلهء مادر است و به على فرمود : تو از منى و من از توام . و در روايتى ديگر آمده است كه پيامبر به على فرمود : تو برادر و دوست من هستى .
در سيرهء حلبيه به نقل از الامتاع نقل شده است : على بن ابيطالب با رسول خدا دربارهء عماره ، دختر حمزه كه با مادرش سلمى دختر عميس در مكه زندگى مىكردند گفتوگو كرد و پرسيد : چرا بايد دختر عموى يتيم خود را در ميان مشركان وانهيم ؟ شايد بتوان ميان اين روايت و روايت گذشته را چنين جمع كرد كه على با رسول خدا دربارهء كار عماره سخن گفته و پيامبر نيز در مورد بردن او مخالفتى نشان نداده است . پس على به دنبال عماره فرستاد و به او پيغام داد كه در وقت حركت كاروان مسلمانان از مكه ، به دنبال ايشان روان شود . عماره نيز چنين كرد و فرياد اى عمو سرداد . على نيز او را يافته در هودج فاطمه نشانيد .
اما مشاجرهء على و جعفر و زيد دربارهء عماره ، صورت دعوا و نزاع نداشت . بلكه هريك از آنها تمايل داشتند براى ثواب و افتخار بيشتر ، از دختر حمزه نگهدارى كنند . و هريك از ديگرى انتظار داشته است كه اجازه دهند تا اين افتخار را نصيب خود كند .
دليل على براى نگهدارى عماره آن بود كه وى آن دختر را از مكه به مدينه آورده بود .
علاوه بر اين عماره دخترعموى او و همسرش نيز دخترعموى او بود . دليل زيد ضعيف بود .
زيرا اينگونه پيمانهاى برادرى تنها سبب تأليف قلوب و محكم شدن ايمان در دل مردم است و ربطى به نگهدارى دختر حمزه ندارد . از اين گذشته ، همسر زيد كه مىخواست پرورش دختر حمزه را بر عهده گيرد از او بيگانه بود و امامه ( عماره ) با او انسى نداشت و همسر زيد هم نمىتوانست همچون خاله يا دخترعمويش در حق عماره دلسوزى كند . پيامبر فرمود عماره را به جعفر بسپارند . و فرمود : خاله همچون مادر است . پس على و جعفر در دلسوزى و مهربانى نسبت به امامه از هركس ديگرى ارجحيت دارند و برتر دانستن يكى از آن دو بر ديگرى دشوار مىنمايد . اما مربى زن است ، نه مرد . و زهرا اگرچه در مهربانى به عماره از اسماء كمتر نيست و حتى به خاطر اخلاق والايى كه دارد از اسماء در اينباره بيشتر هم مايه مىگذارد اما فطرت بشرى چنان است كه امامه با خالهء خود انس بيشترى دارد تا با دختر عمويش . پيامبر در پى قضاوت در اينباره به على فرمود : تو از منى و من از توام يا « تو برادر و دوست منى » . قصد پيامبر از اين عبارات آن بود كه واگذار كردن امامه به جعفر به خاطر فضل جعفر بر على نبود . اين در حالى بود كه صفيه ، عمهء عماره ، در قيد حيات به سر مىبرد ولى هيچيك از خويشانش او را طلب نكردند و با اين وجود اگر هم بگوييم عمه در دلسوزى و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣١٧