تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
با يهوديان نبرد آزمود . آن مرد ، در بزرگ خيبر را كه در جلوى دژ قموص بود بلند كرد و مسلمانان و ساكنان خيبر به دور هم گرد آمده بودند . سپس آن در را افكند و هفتاد تن مرد نيرومند براى برگرداندن آن دچار زحمت و تكلف شدند . آنان پس از تحمل دشوارى بسيار و درحالىكه به يكديگر بانگ مىزدند : « برگردانيد » آن در را جابه‌جا كردند . شيخ مفيد گويد : يكى از شاعران شيعه ، بنابر روايت ابو محمد حسن بن محمد بن جمهور ، از اين واقعه در اشعار خود ياد كرده است . وى گويد : من اين اشعار را بر عثمان مازنى خواندم . ترجمهء اين اشعار در زير مىآيد : پيامبر پسر حنتمه ، آن مرد سياهروى را با رايت پيروزمند خود رهسپار ميدان جنگ كرد . وى با آن رايت به راه افتاد تا به نزديك قموص رسيد . يهوديان به مقابلهء او درآمدند و او ترسيد و وامانده شد . و با بيرقى شكست‌خورده به نزد پيامبر آمد . آيا او از رسوايى اين كار نمىترسيد كه چنين سرزنش را به جان خود خريد ؟ ! پس پيامبر آزرده‌خاطر شد و دربارهء آن رايت او را نكوهش كرد و مردى صاحب بصيرت و پيشرو را نزد خود فراخواند . چون روز ديگر فرارسيد ، آن مرد بيرق را همراه با گروهى به دست گرفت و پيامبر در حق او دعا كرد تا پرچم را بازنگرداند و از ميدان نگريزد . يهوديان به داخل دژ قموص پناه بردند و همانا شمشير تيز برّان را بر پيشقراول سپاه آنان فرود آورد . پس از آن مردمان ديگر را بازگرداند و به وسيلهء آنها مگسها و كركسهاى بزرگ را ميهمان كرد . خداوند خون مرا به دوستى خاندان محمد و دوستى با دوستداران ايشان درآميخته است .

غزوهء وادى القرى

اين غزوه در جمادى الاخر سال هفتم هجرى روى داد كه تفصيل آن در جلد اول گذشت . وادى القرا ميان شام و مدينه قرار دارد و در گذشته منزلگاه عاد و ثمود بود . و درست‌تر آن است كه اين وادى در نواحى مداين صالح باشد . ساكنان وادى القرا يهودى بودند . پيامبر پس از آنكه از دژ خيبر آسوده‌خاطر شد ، همراه با على آهنگ اين ديار را كرد . در اين جنگ