مجموع نوشتههاى سابق به دست مىآيد ، عبارت است از :
اول : على ( ع ) در اين جنگ ، همچون جنگهاى ديگر ، پرچمدار سپاه اسلام بود و چنانچه ملاحظه كرديد نخست كسان ديگرى جز على ، پرچم را گرفتند اما يكى از پس ديگرى شكست خوردند . خداوند على را به بركت وجود رسول خدا بهبودى بخشيد و او رايت را به دست گرفت .
دوم : سخن پيامبر دربارهء على كه فرمود : اين رايت را فردا به مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم به او دوستى مىورزند . او مردى است حملهكننده كه از ميدان جنگ نمىگريزد و خداوند با دستان او فتح و پيروزى را نصيب ما مىكند .
سوم : سختى و اندوه و غم با عقبنشينى انصار از ميدان جنگ به رسول خدا و مسلمانان دست داده بود و اين امر بر پيامبر گران مىآمد . آن حضرت شب را با اندوه به سر آورد .
مسلمانان نيز غمگين و اندوهناك شدند و پس از آن خوشحال شدند زيرا دانستند كه پيروزى آنان فردا حتمى خواهد بود .
چهارم : وقتى على رايت را به دست گرفت ، سست و لرزان راه نپيمود بلكه شتاب گرفت و چنان در رفتن هروله مىكرد كه نشانگر بىترسى آن حضرت از دشمن بود . مسلمانان به او مىگفتند : اندكى درنگ كن . اما او توقف نكرد تا آنكه رايتش را در بن ديوار دژ استوار كرد .
پنجم : يهود با شناختن على ، بر ترس و بيمشان افزوده شد و نسبت به شكست قطعى خود اطمينان حاصل كردند .
ششم : پيش از آنكه همهء همراهان على ، به وى ملحق شدند او مرحب را كشت و قلعهء خيبر را فتح كرد . در روايات آمده بود كه هنوز آخرين كس از ياران على عازم ميدان نشده بود كه پيروزى نصيب اولين آنان شد .
هفتم : كشتن مرحب توسط على ( ع ) آن هم با ضربتى كه صداى آن را تمام حاضران شنيدند .
هشتم : رسول خدا ، زره خود را بر تن على كرد و عمامهاش را به دست خود بر سر او پيچيد و لباس خود را به تن على پوشانيد و شمشير ذو الفقار را به دست خود در وسط لباس على محكم كرد و او را بر استر خود سوار كرد .
نهم : على ( ع ) در اين جنگ برادر مرحب به نام حارث را كه جنگاورى معروف بود ، از پاى درآورد .
دهم : ايستادگى آن حضرت در برابر حارث . اين درحالى بود كه ساير مسلمانان از مقابل حارث گريختند .
يازدهم : على ( ع ) وقتى سخن پيامبر را در مورد واگذار كردن رايت شنيد گفت : خدايا ! هيچ
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 313
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣١٣