قطعا على پرچمدار سپاه پيغمبر بوده است و اين نكته از بيان مورخان استفاده مىشود كه گفتهاند : على در همهء ميادين جنگ پرچمدار پيامبر بود . تاريخنويسان گويند : در اين جنگ سه تن از دلاوران وادى القرا كشته شدند . نخستين آنان را زبير و دومين آنان را على و سومين كس را ابو دجانه از پاى درآورد و نيروهاى اسلام اين منطقه را با قدرتمندى تمام فتح كردند .
على ( ع ) در غزوهء عمرهء قضا
اين غزوه در ذى القعدهء سال هفتم هجرى ، روى داد . علت نامگذارى اين غزوه به اين اسم بدين علت بوده كه قريش در سال صلح حديبيه ( سال ششم هجرى ) از انجام مناسك حج پيامبر و يارانش جلوگيرى كردند و حج سال هفتم براى قضاى آن حج بوده است . پيامبر در سال ششم هجرى به قصد انجام مناسك حج از مدينه خارج شد . آن حضرت در اين سفر خواهان جنگ نبود اما قريش او را از ورود به مكه مانع شدند و ميان آنان صلحنامهاى به امضا رسيد كه طى مفاد آن مىبايست دو طرف تا ده سال از جنگ با يكديگر دست بردارند و پيامبر هم در اين سال از سفر حج صرفنظر كند و چون سال آينده فرارسد ، مشركان از مكه خارج شوند و پيامبر با ياران خود به مكه داخل شود و ظرف سه روز مناسك حج را به انجام رساند و نبايد جز سلاح مسافر ، كه همان شمشير است ، سلاح ديگرى با خود حمل كند . تفصيل اين مطالب پيش از اين در جلد دوم گذشت . چون سال هفتم فرارسيد ، پيامبر براى قضاى عمرهاى كه در سال گذشته برحسب معاهدهاى كه ميان او و قريش به امضاء رسيد ، از او فوت شده بود مهيا شد . در اين عمره پيامبر على و زهرا را با خود همراه برد و چون اين سفر ، بنابر جنگ نبود شير ميدانهاى نبرد ( على ) هيچ نيزه يا شمشيرى با خود حمل نكرد .
در سيرهء نبويه نوشتهء دحلان آمده است : در صحيح بخارى از حديث براء نقل است كه چون پيامبر به مكه وارد شد و آن مدت معين سپرى شد مكيان نزد على آمدند و به او گفتند : به رفيق خود بگو از شهر ما بيرون رو كه مهلت سرآمده است . پيغمبر نيز از مكه خارج شد و دختر حمزة بن عبد المطلب موسوم به امامه يا عماره يا سلمى و يا نامى ديگر در پى آن حضرت روان شد و فرياد كرد : اى عمو ! اى عمو ! على او را يافت و به فاطمه كه در هودجش نشست بود و گفت : دخترعمويت نزديك توست . على از پيامبر پرسيد : چرا دخترعموى يتيم خود را در ميان مشركان تنها گذاريم ؟ پيامبر ، على را از آوردن دختر حمزه منع نكرد .
على نيز دختر حمزه را با خود از مكه بيرون آورد . چون به مدينه رسيدند ميان على و جعفر و زيد بن حارثه بر سر اينكه چه كسى دختر حمزه را نگهدارد ، مشاجرهاى درگرفت . على گفت : من او را از ميان مشركان به اينجا آوردهام پس بايد نزد من باشد . جعفر هم گفت : خالهء