امير المؤمنين على بن ابيطالب است . با وجود اين شواهد بىشمار ، نبايد به روايت شاذّى كه محمد بن اسحاق آن را نقل كرده و قاتل مرحب را محمد بن مسلمه دانسته است ، توجه كرد .
اما دكتر محمد حسنين هيكل در كتاب خود به نام حيات محمد به جز همين يك روايت شاذّ كه دشمنان و حسودان على آن را جعل كردهاند ، به روايات متواتر اشارهاى نكرده و اصلا متذكر آن نشده است . البته اين كار چندان شگفتآور نيست . زيرا اين خوى و عادت دكتر هيكل است كه در هر جايى كه توانسته است سعى در پنهان كردن شايستگيهاى على ( ع ) در اين كتاب دارد و اين همان تعصب كوركورانهاى است كه بسيارى از مردم ديگر نيز بدان مبتلايند .
شيخ مفيد مىنويسد : مانند اين فضيلت در جنگ خيبر ، با فرار كسى كه از ميدان نبرد گريخت ، نصيب على شد . درحالىكه او با حمل رايت پيامبر در آن جنگ به افتخارى بزرگ نايل آمده بود ولى با فرار خود از صحنهء كارزار رسوايى به بار آورد كه بر كسى پوشيده نيست . سپس دوست او ، پس از وى ، رايت را به دست گرفت و او هم مانند يار سابقش متوارى شد . فرار آن دو ، ترس از نابودى اسلام را در نظر همه مجسم كرد . فرار ايشان بر پيامبر بسيار گران آمد . آن حضرت ناخشنودى و آزردگى خاطر خود را اظهار كرد و گفت :
فردا رايت را به كسى خواهم سپرد كه او خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسول هم او را دوست مىدارند . او هجوم برندهاى است كه هيچگاه از ميدان نبرد نمىگريزد . و عقبنشينى نمىكند تا آنكه خداوند به دست او پيروزى را نصيب مسلمانان كند . پيامبر رايت را به امير المؤمنين ( ع ) سپرد . و پيروزى به دست او حاصل شد فحواى كلام پيامبر ، خود به خود كسانى را كه از ميدان نبرد گريخته بودند از اين محدوده بيرون مىكند . همين كه على در روز خيبر ضعف و شكستى را كه ديگران وارد كرده بودند ، جبران كرد گواه روشنى بر يگانگى او در فضيلتى است كه غير او با وى در آن شريك نيستند .
آنچه دربارهء گرفتن در قلعهء خيبر به عنوان سپر و كندن آن توسط على ( ع ) وارد شده است
نام يكى از دژهاى موجود در خيبر و بزرگترين آنها ، قموص بود . اين دژ ارتفاع بسيارى داشت . يهوديان خندقى براى خود كنده بودند . به نظر مىرسيد ايشان حفر خندق را از مسلمانان در جنگ احزاب آموخته بودند . زيرا كندن خندق در نزد اعراب معروفيت نداشت . روايات نشان مىدهند كه على ( ع ) در عظيم دژ را كه ساخته شده از چوب يا آهن بود ، به جاى سپرش كه از دست او افتاده بود ، به روى دست گرفت و نيز در قلعه را كه بزرگتر از درى بود كه به جاى سپر در دست داشت از جاى كند .