تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بيدار شد و سفارش پيامبر را كه فرموده بود در صورت پيروزى يا شكست بايد از اين موضع سرسختانه دفاع كنيد ، به فراموشى سپردند و برخى از آنان به بعض ديگر گفتند : براى چه در اينجا بيكار ايستاده‌ايد ؟ حال آنكه خداوند دشمن ما را به هزيمت كشانده است . اين برادران شمايند كه اينك به جمع‌آورى غنايم باقىمانده از دشمن پرداخته‌اند . شما نيز برخيزيد و با ايشان غنيمتها را جمع كنيد . برخى از آنان از سفارش پيامبر دوباره ياد كردند كه پيامبر به ما اجازهء ترك اين موضع را نداده است . آنان در پاسخ گفتند : منظور پيامبر در اين باره نبود . دشمن اكنون پاى به فرار گذارده است . فرماندهء تيراندازان آنان را مورد خطاب قرار داد و آنها را از رفتن بازداشت و به ايشان دستور داد از فرمان پيامبر اطاعت كنند . اما آنان با وى به مخالفت پرداختند و مواضع خود را به قصد جمع‌آورى غنيمت ترك گفتند . از آن عده ، تعدادى كمتر از ده تن بر جاى خود باقى ماندند . خالد كه از ابتدا منتظر چنين لحظه‌اى بود با سواران خود تاخت آورد . عكرمه نيز در پى خالد وارد عمل شد . نگاهبانان اندك تنگه به طرف خالد و همراهانش تير انداختند . اما پس از آنكه تيرهايشان رو به تمامى گذاشت توسط مشركان كشته شدند . عبد الله بن جبير يك تنه با آنان نبرد كرد و چون تيرهايش تمام شد با نيزه به مبارزهء مشركان رفت اما نيزه‌اش شكست و پس از آنكه دستهء شمشيرش نيز شكست ، به شهادت رسيد . مشركان چون ديدند سپاه آنها با مسلمانان در حال جنگ است به ميدان روى كردند و از روبه‌رو با مسلمانان به نبرد پرداختند . مسلمانان بىخبر از همه‌جا مشغول جمع‌آورى غنايم بودند كه خالد با افراد خود از پشت‌سر بر آنها تاخت و بدين وسيله مسلمانان به محاصرهء مشركان درآمدند . صفوف مسلمانان ازهم‌پاشيده شد و حتى برخى از مسلمانان از روى عجله و سرآسيمگى ياران خود را با شمشير مىزدند و در نتيجه هفتاد تن يا بيشتر از اين تعداد از مسلمانان ، برابر با كشتگان مشركان در جنگ بدر ، به شهادت رسيدند . مسلمانان به هر سمتى مىگريختند و غنايمى را كه گرد آورده و اسرايى را كه از مشركان گرفته بودند رها كردند و مشركان تمام آنها را مالك شدند . شيخ مفيد گويد : چون مسلمانان چنين پيشروى كردند ، امية بن ابى حذيفه درحالىكه زره بر تن داشت پيش آمد و گفت : امروز به تلافى روز بدر است . پس مردى از مسلمانان به مقابلهء او شتافت اما اميه او را كشت . على بن ابيطالب به او حمله كرد و با شمشير بر فرق او زد . شمشير در كلاهخود اميه فرورفت . اميه نيز ضربتى بر على ( ع ) زد كه آن حضرت سپر خود را در مقابل آن ضربه گرفت و شمشير اميه در سپر نشست . آن‌گاه امير المؤمنين شمشيرش را از كلاهخود اميه بيرون كشيد و اميه نيز شمشيرش را از سپر على درآورد و هر دو به نبرد مشغول شدند . على ( ع ) فرمود : شكافى در زير بغل زرهى كه اميه به تن داشت به چشم خورد . پس با شمشير ضربتى به همان نقطه زدم و او را از پاى درآوردم . هند دختر عتبه و همسر
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 245 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين