ابو سفيان و مادر معاويه براى وحشى بن حرب غلام جبير بن مطعم ، مزد بسيارى قرار داده بود تا يا محمد و يا على و يا حمزه را از پاى درآورد . وحشى اهل حبشه بود و در انداختن نيزهاى كه به نيزهء حبشى معروف بود ، مهارت داشت . وى در پاسخ به درخواست هند گفت :
من نمىتوانم محمد را بكشم زيرا پيروانش در گرداگرد او هستند . على را نيز نمىتوانم از پاى درآورم چرا كه او در گاه نبرد از گرگ هم تيزبينتر و مراقبتر است . اما شايد از عهدهء كشتن حمزه برايم كه او در هنگام نبرد چنان دچار خشم مىشود كه قادر نيست جلوى پاى خود را ببيند . ازاينرو وحشى در گرماگرم جنگ به ناگهان نيزهاى به سوى حمزه پرتاب و او را شهيد كرد .
اين امتياز تنها به على تعلق داشت . يعنى وى در هنگام جنگ با آن شجاعت بىچون و چرا و برترش ، از گرگ بيناتر بود و كسى نمىتوانست او را در خلال جنگ از پاى درآورد .
همهء مسلمانان ، با دگرگون شدن اوضاع ، از اطراف پيامبر پراكنده شدند و او را يكه و تنها در برابر دشمنانش رها كردند . به جز على ، هيچيك از اصحاب با رسول خدا نبود . بعضى از اصحاب به سمت مدينه گريختند و برخى ديگر بر فراز صخرهاى در كوه احد برآمدند .
برخى از مسلمانان مىگفتند : اى كاش كسى را به نزد عبد الله بن ابى مىفرستاديم تا براى ما از ابو سفيان اماننامهاى بگيرد . پيش از آنكه قريش به شما دست يابد و شما را بكشد به سوى قوم و قبيلهء خويش بازگرديد . عدهاى ديگر از اصحاب به كوهى در ناحيهء مدينه پناه برده سه روز در آنجا بسر بردند . پس از مدتى گروهى از اصحاب كه بر فراز صخرهاى در كوه احد پناه گرفته بودند چهارتا و پنجتا پايين آمدند و به همراه على از جان پيامبر محافظت كردند . ثبات و پايمردى على در مقابله با مشركان باعث شد تا مسلمانان بازگردند . هربار كه مشركان قصد جان پيامبر را مىكردند ، آن حضرت به على مىگفت : به آنها حمله كن . و على نيز با هجوم خود آنان را تارومار مىكرد و بدين ترتيب خداوند آنان را از شر نقشهء پليد مشركان ، صحيح و سالم رهايى بخشيد .
شيخ مفيد مىنويسد : « خداوند تمام مسلمانان را به خاطر آنكه در آن روز از ميدان نبرد گريختند مورد سرزنش قرار داد و فرمود :
« إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ .
« 47 » و نيز فرمود :
« إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ
هامش
( 47 ) . آيهء 153 سورهء آل عمران : هنگامىكه بالا مىرفتيد و برنمىگشتيد به سوى كسى و پيامبر شما را از پشتسر صدا مىكرد پس رسانيد به شما اندوهى بر اندوهى تا بر آنچه از دست دادهايد و بدانچه به شما رسيدهاند اندوهگين نشويد و خدا به آنچه مىكنيد داناست . - م .