قرون مشهور است ، از روى عمد صورت گرفته و با رواياتى كه گفته است آن حضرت همهء حاملان لوا را از پاى درآورد ، منافات دارد . ما چارهاى نداريم مگر آنكه به روايت صحيحهاى كه آن را از امام باقر ( ع ) نقل كرديم و در آن اشاره شده بود كه على نه تن حامل لوا را كشت ، تمسك جوييم . مضافا آنكه از روايات ديگرى مىتوان براى تقويت اين روايت بهره جست و در نتيجه روايات معارض به آن را كنار گذارد .
اين لوا ، براى بنى عبد الدار بسيار شوم بود . زيرا مردان دلاور آنان در زير همين لوا از پاى درآمده به خون درغلتيدند و عاقبت زنى آن را برافراشت . ابو سفيان در آغاز جنگ بنى عبد الدار را تحريك كرد و غيرت آنان را براى محافظت از لوايشان به جوش آورد . وى پيش از آغاز جنگ گفت : اى بنى عبد الدار ، اين جماعت با لواى خود جنگ مىكنند و ما نيز در جنگ بدر با لواى خود نبرد كرديم . پس شما نيز لواى خود را محكم بگيريد و از آن به سختى محافظت كنيد . مگر آنكه مرگ ميان ما و لوا جدايى اندازد . ابو سفيان با اين سخنان آتش غيرت آنان را شعلهور ساخت . بنى عبد الدار گفتند : ما لواى خود را تا پايان نبرد به دست مىگيريم . آنگاه ابو سفيان ادامه داد : لواى ديگرى نيز آماده كنيد . بنى عبد الدار گفتند : چنين كنيد اما نبايد مردى به غير از خاندان عبد الدار آن را تا پايان جنگ بر دوش گيرد . اما اين سخن ابو سفيان كه گفته است : « ما نيز در روز بدر با لوا حاضر شديم » . دروغى بيش نيست . بلكه سران آنها به مقابلهء على و حمزه و عبيده درآمدند و نيمى از كشتگان آنها از دم تيغ على گذر كرده بودند و لوايى نيز در كار نبود .
ابو سفيان به خالد بن وليد كه دويست سوار داشت و نيز عكرمة بن جهل كه با او بود گفت : وقتى درگيرى ما با مسلمانان را مشاهده كرديد ، از اين شكاف بر آنان يورش بريد تا بتوانيد از پشت آنها درآييد . خالد هر بار سعى مىكرد كه از جانب چپ پيامبر راهى باز كند تا بتواند از پايين كوه بر آنان بتازد . اما تيراندازان مانع كار او مىشدند و اين عمل چند مرتبه تكرار شد .
شيخ مفيد مىنويسد : حكم بن اخنس به ميدان مبارزه آمد و على ( ع ) با ضربتى پاى او را از نيمهء ران قطع كرد به طورى كه حكم در اثر همان ضربت جان به جانآفرين تسليم كرد .
هنگامىكه صاحبان لوا از ميان رفتند ، مشركان از ميدان نبرد گريختند و صفوف آنها درهم ريخت . مسلمانان نيز به آنها رسيدند و ايشان را از دم تيغ گذراندند به طورى كه تمام مشركان را از اردوگاهشان نيز بيرون راندند . طبرى گويد : در آن روز ابو دجانه و حمزه و على بن ابيطالب در ميان مسلمانان فداكارى بيشترى از خود نشان دادند و خداوند نيز يارى و راستى وعدهاش را بر مسلمانان نمايان ساخت . مشركان شكست خورده و گريخته بودند و مسلمانان بر جمعآورى غنايم مشغول شدند . حس آزمندى تيراندازان با مشاهدهء اين وضع
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٤٤