بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ »
. « 48 » طبرى مىنويسد : ياران رسول خدا در جنگ احد از گرد او پراكنده شدند . برخى از آنان به مدينه رفته و گروهى ديگر به سمت صخرهاى در بالاى كوه فرار كردند . در ميان مسلمانان خبر كشته شدن پيامبر شايع شد . برخى از اصحاب كه بر روى صخره بودند با شنيدن اين خبر گفتند : اى كاش كسى را نزد عبد الله بن ابى مىفرستاديم تا براى ما از ابو سفيان اماننامهاى دريافت كند . اى مردم ! محمد كشته شد . پيش از آنكه قريش بر شما دست يابد و شما را بكشد به سوى قوم و قبيلهء خويش بازگرديد . خداوند تعالى به كسانى كه چنين سخنى را بر زبان رانده بودند خطاب فرمود :
« وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ »
. « 49 » از اين عبارت كه « به سوى قوم و قبيلهء خويش بازگرديد » مىتوان پى برد كه گويندهء اين سخن مردى از مهاجران بوده است . طبرى و تنى چند از مورخان نوشتهاند عثمان به همراه دو تن از انصار از ميدان نبرد گريخته به كوهى به نام جعلب در ناحيهء مدينه ، در پشت محلى به نام اغرض پناه بردند . ايشان سه روز در آنجا اقامت كردند و چون بازگشتند رسول خدا به آنان فرمود : راه دورى رفته بوديد !
در روايت واقدى آمده است : آنان به سوى مكانى به نام اغرض گريخته بودند و پيامبر به ايشان گفت : راه دورى رفته بوديد !
شيخ مفيد به نقل از ابن مسعود مىنويسد : على بن ابيطالب و ابو دجانه و سهل بن حنيف در روز احد در كنار پيامبر ايستاده از او محافظت مىكردند . پيامبر چشمانش را بازكرد و در حالى كه در اثر ضربهاى كه به او اصابت كرده بود بىهوش بود ، فرمود : اى على مردم چه كردند ؟ پاسخ داد : پيمان خود را شكستند و از ميدان جنگ گريختند . فرمود : پس تو مرا از دست اين كسانى كه قصد جان مرا دارند آسودهخاطر كن . على نيز بر آنان حمله آورد و ايشان را از مقابل پيامبر دور راند و دوباره به نزد پيامبر و آن دو تن صحابى بازگشت . مشركان نيز از جانب ديگر بر او حمله آوردند و على نيز بر آنها يورش برد و ايشان را دور كرد .
ابو دجانه و سهل بن حنيف نيز با شمشير بر بالاى سر پيامبر ايستاده بودند و از او پاسدارى مىكردند .
همچنين شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : احمد بن عمار از شريك بن عثمان بن مغيره از زيد بن وهب از ابن مسعود نقل مىكند كه وى دربارهء غزوهء احد سخنانى گفت تا آنكه زيد بن
هامش
( 48 ) . آيهء 155 سورهء آل عمران : همانا آنان كه در روز رويارويى دو سپاه گريختند ، شيطان آنها را تنها به خاطر پارهاى از اعمالشان لغزانيد و خداوند از گناه آنان درگذشت كه او آمرزنده و بردبار است . - م .
( 49 ) . آيهء 144 سورهء آل عمران : محمد پيامبرى بيش نيست كه پيش از او نيز پيامبرانى بودهاند پس آيا اگر بميرد يا كشته شود به عقب بازمىگرديد . - م .