رسانند .
شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : عبد الملك بن هشام روايت كرد كه زياد بن عبد الله از محمد بن اسحاق حديث كرد كه صاحب لواى قريش در روز احد طلحة بن ابى طلحه بن عبد العزى بن عثمان بن عبد الدار بود . در آن روز على بن ابيطالب ، طلحه و پسرش سعيد بن طلحه و برادرش خالد بن ابى طلحه و نيز عبد الله بن حميد بن زهرة بن حارث بن اسد بن عبد العزى و ابو الحكم بن اخنس بن شريق ثقفى و وليد بن خديفة بن مغيره و ارطاة بن شرحبيل و هشام بن اميه و عمرو بن عبد الله جمحى و بشر بن مالك و صوأب غلام بنى عبد الدار را از پاى درآورد . اين روايت تصريح دارد كه ابو سعيد فرزند طلحه است نه برادر او . اما واقدى چنانچه نقل كرديم ، به صراحت گفته است : ابو سعيد برادر طلحه است نه پسر او . همچنين نام خالد بن ابى طلحه به جز در اين روايت ، در روايت ديگرى ذكر نشده است . ما در جلد دوم بيان كرديم كه شايد اين خالد همان ابو عزيز بن عثمانى باشد كه در روايت على بن ابراهيم ، نام او آمده است . اما پس از اندكى تأمل معلوم شد كه عثمان پدر ابو عزيز است و ظاهرا مراد از خالد بايد عثمان بن ابى طلحه باشد كه در ابتداى اين روايت از او نام برده شد . اين ابو عزيز ، نوهء پسران طلحه و خالد بن ابى طلحه پسر اوست نه نوهاش و بعيد نيست كه خالد صورت مصحّف حارث باشد . ( و الله اعلم )
دربارهء عبد الله بن حميد بن زهره كه در روايت على بن ابراهيم به صورت عبد الله بن ابى جميله بن زهير از آن ياد شده بود ، ظاهرا تصحيف روى داده و حميد به ابو جميله و زهير به زهره تغيير يافته است . دربارهء نام بشر بن مالك عامرى نيز در جلد دوم سخن گفتيم و در اين جلد هم روايتى از طبرى نقل خواهيم كرد كه على ( ع ) شبية بن مالك يكى از امراى بنى عامر بن لوى را كشت . و ظاهرا مراد همان بشر بن مالك است كه يكى از آنها به ديگرى تصحيف شده است .
شيخ مفيد در ارشاد با سندى صحيح از ابو عبد الله بن جعفر بن محمد از پدرش روايت كرده است كه گفت : صاحبان لوا در روز احد نه تن بودند كه على ( ع ) همهء آنها را از پاى درآورد و مشركان از ميدان جنگ فرار كردند . در آن روز قبيلهء مخزوم از ميان رفتند و على ( ع ) آنان را در آن روز رسوا كرد .
پس از ملاحظهء اختلاف اقوال مورخان در ذكر نام و تعداد و ترتيب كشتگان به جز طلحه و دو تن ديگرى كه با او بودند و لواى مشركان را بر دوش داشتند و نيز اختلاف نظر ايشان دربارهء كشندگان مشركان ، كه در اينباره حتى ميان دو تن از مورخان مانند ابن سعد و طبرى و واقدى و ابن اسحاق و ابن اثير و ديگران اتفاقنظر به چشم نمىخورد ، چنين به نظر مىرسد كه اين كار در حق على بن ابيطالب كه آوازهء شجاعت او در ميان مردم تمام اعصار و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٤٣