تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
از ميان ياران خود عبيدة بن حارث بن عبد المطلب « 45 » بن عبد مناف و حمزة بن عبد المطلب و على بن ابيطالب را برگزيد و به آنان فرمود : برخيزيد و در راه حقى كه خداوند براى آن پيامبر شما را برانگيخته است ، جنگ كنيد . زيرا اينان باطل خود را آورده‌اند تا نور خدا را خاموش سازند . مگر آنكه خداوند بخواهد نور خود را همچنان پاينده خواهد داشت . آنان نيز به ميدان جنگ روانه شدند . آنها كلاه‌خود بر سر داشتند و مشركان آنها را نشناختند . از اين‌رو عتبه گفت : به سخن درآييد تا شما را بشناسيم . اگر شما سزاوار هماوردى ما بوديد با شما پيكار مىكنيم . حمزه گفت : من حمزه پسر عبد المطلب و شير خدا و رسول اويم . عتبه گفت : تو هماوردى بزرگ و گرامى هستى و من نيز شير بيشه‌هايم . عتبه پرسيد : اين دو تن كه با تو آمده‌اند كيستند ؟ گفت : يكى از آنها على بن ابيطالب و ديگرى عبيدة بن حارث بن مطلب است . عتبه گفت : اين دو نيز همتايانى گرامى و بزرگوارند . سپس على و وليد كه هر دو در ميان لشكريان خود كم‌سال‌تر از ديگران بودند به جنگ با يكديگر پرداختند و عبيده و شيبه كه در ميان لشكريان از ديگران پرسال‌تر بودند به جنگ مشغول شدند و حمزه و عتبه هم كه از نظر سنى در ميان لشكريان متوسط بودند ، به جنگ پرداختند و طبيعى است كه هر مردى با همسن خود به پيكار مشغول شود . اين مطالب بنابر روايت واقدى و شيخ مفيد نقل شد . ابن سعد در طبقات مىنويسد : بلاشك حمزه با عتبه جنگيد و عبيده نيز با شيبه در جنگ شد . ابن اسحاق در مغازى روايت كرده است كه عبيده با عتبه و حمزه با شيبه مبارزه كردند . ابن ابى الحديد نيز براى كسانى كه خواسته‌اند در تأييد اين مطلب از شعر زير كه هند دختر عتبه در مرثيهء پدرش سروده و گفته است : « جمع شدند براى او گروهى اندك از بنى هاشم و بنى مطلب و به او گرمى شمشيرهايشان را چشانيدند و پس از كشتن وى عريانش كردند . » استشهاد كنند ، گويد : زيرا عبيده از بنى مطلب بود و عتبه با او در جنگ شد و على و حمزه نيز در كشتن عتبه به يارى عبيده شتافتند . ابن ابى الحديد گويد : اين قول با آنچه امير المؤمنين در نامه‌هايش به معاويه نوشته ، سازگارتر است . آن حضرت به معاويه نوشت : « من شمشيرى دارم كه با آن بر برادر و دايى و پدربزرگ تو ضربت زده‌ام » . وى همچنين مىنويسد : « تيزى اين شمشير را در مورد برادر و دايى و پدربزرگت به خوبى ديده و شناخته‌اى » . برادر معاويه ، حنظله و دايىاش وليد و پدربزرگ او ، عتبه بود . از نظر من هيچ
هامش
( 45 ) . نام او در برخى از كتب به صورت ابن الحارث بن عبد المطلب ضبط شده ، ولى صحيح همان است كه در متن بدان اشاره شد . در طبقات ابن سعد نيز نام وى را چنين نقل كرده . مطلب برادر هاشم و عموى عبد المطلب بود و ابن ابى الحديد نيز تصريح كرده است كه عبيده از پسران مطلب است و سخن هند كه اندكى بعد از او نقل مىشود نيز بر اين معنا دلالت دارد . - م .