تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مىگريختيد » . حاكم در مستدرك روايتى نقل و آن را تصحيح كرد و گفته است : شيخين اين روايت را در صحيح خود ذكر نكرده‌اند . ذهبى نيز همين روايت را در تلخيص المستدرك ذكر كرده و آن را صحيح دانسته است . اين حديث از على ( ع ) نقل شده است كه فرمود : آيهء
« هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ . . . »
« 46 » دربارهء كسانى كه در روز بدر جنگيدند يعنى حمزة بن عبد المطلب و على و عبيدة بن حارث و عتبة بن ربيعه و وليد بن عتبه نازل شده است . على ( ع ) فرمود : « من نخستين كسى هستم كه در قيامت در پيشگاه الهى بر دو زانوى خود براى عرض شكايت و دعوا برمىخيزم » . شيخ مفيد در ارشاد از امام باقر ( ع ) در ضمن حديثى نقل كرده است كه فرمود : على گفت : در روز بدر ديدم كه حنظله بن ابو سفيان روى به من آورده است . چون به من نزديك شد چنان ضربه‌اى بر او زدم كه خون از چشمانش جارى شد و بر خاك افتاد . عاص بن سعيد نيز به ميدان آمد و مبارز طلبيد على ( ع ) براى نبرد با او پيش قدم شد و پس از آنكه ديگران را كشت او را نيز از پاى درآورد . شيخ مفيد همچنين در ارشاد از صالح بن كيسان نقل كرده است كه پسرش سعيد بن عاص در زمان خلافت عمر به مجلس وى رفت و در گوشه‌اى نشست . سعيد گويد : عمر به من نگريست و گفت : تو را چه شده است ؟ گويا در خود نسبت به من احساس كينه دارى ؟ آيا گمان مىكنى من پدرت را كشته‌ام . به خدا سوگند دوست داشتم كه من او را مىكشتم و اگر چنين مىشد هرگز به خاطر قتل يك كافر از تو پوزش نمىخواستم . اما من در بدر به پدرت برخوردم و ديدم او همچون گاوى كه با شاخ خود به دنبال دشمن مىدود ، در پى جنگ و نبرد است . پس بيمى از او به من دست داد و از پيش رويش گريختم . پدرت به من گفت : اى پسر خطاب كجا مىروى ؟ ناگاه على بر او حمله آورد و او را از زمين بلند كرد . قسم به خدا از جايم تكان نخورده بودم كه على كار او را تمام كرد . على ( ع ) در آن جمع حضور داشت و فرمود : اى عمر از اين سخن درگذر كه خداوند دورهء شرك و هرچه را كه با آن بود سپرى كرد . اسلام گذشته‌ها را محو نمود . پس تو چرا مردم را بر ضد من تحريك مىكنى ؟ عمر از پاسخ بازايستاد . سعيد گفت : بدان كه من خوش ندارم كشندهء پدرم كسى جز على بن ابيطالب ، پسر عمويش ، باشد . واقدى طبق نقلى كه ابن ابى الحديد از او كرده ، مىگويد : در روز بدر عاص بن سعيد بن عاص قدم به ميدان نهاد و سرسختانه به جنگ مشغول شد . او و على در اين‌روز با يكديگر روبه‌رو شدند و على او را از پاى درآورد . عمر بن خطاب به پسر عاص گفت : تو را چه مىشود
هامش
( 46 ) . آيهء 19 سورهء حج . اين دو گروهند كه در دين خدا با هم به جدال برخاستند . - م .