پيامبر اندكى قبل از گفتن همين سخنان مردم را به تمسك به كتاب و عترت دستور مىدهد و اضافه مىكند كه اين دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا به سوى او بر حوض بازگردانده شوند . اين گفتار در واقع زمينهسازى براى سخن بعدى پيامبر بود . اين شواهد همگى گوياى آن است كه پيامبر به خاطر مسألهاى مهمتر از مسئلهء يمن چنين كرده است . اضافه بر اين ما همچنين مىتوانيم به فرمايش آن حضرت يعنى « هركس كه من مولاى اويم على هم مولاى اوست . » در پس اين پرسش پيامبر يعنى آيا من نسبت به مؤمنان از خود آنها به ايشان سزاوارتر نيستم ؟ نيز استدلال كنيم و تفاوتى ندارد كه پيامبر اين سخنان را در مكه گفته باشد يا در غدير خم و باز هم فرقى نمىكند كه اين سخنان را در پى شكايت عدهاى از على گفته باشد يا خير . بلكه معناى اين كلام آن است كه على نسبت به مؤمنان از خود آنها به ايشان سزاوارتر است . و همانطور كه گذشت تعريف امامت و خلافت بيش از اين نيست .
نويسندهء سيرهء حلبيه تلاش كرده است به طرق مختلف به مواد مطرحشده پاسخ گويد كه عمدهء كلام او را در اينباره نقل مىكنيم :
1 . شيعيان در احاديثى كه براى اثبات امامت بدانها استدلال مىكنند ادعاى تواتر دارند .
اين احاديث اگرچه جزو آحادند اما عدهاى از بزرگان حديث نيز در صحت آنها ترديد كردهاند كه از جملهء آنها مىتوان به ابو داود و ابو حاتم رازى اشاره كرد .
پاسخ اين گفته آن است كه : حديث از درجهء متواتر به قطعى الصدور كمتر نيست .
دانشمندان شيعه و سنّى و محدثان هر دو گروه با اسناد صحيح كه از عدد تواتر بيشتر است ، اين حديث را روايت كردهاند . همچنين سى تن از صحابه اين روايت را از پيامبر نقل كردهاند و شمار بسيارى از صحابه ، وقتى على آنان را در مسجد كوفه سوگند داد ، به اين حديث اعتراف كردند . و چنانكه قبلا گفته شد على بر هركس كه منكر اين روايت دربارهء او شد ، نفرين كرد و نفرين او نيز به استجابت رسيد . كسى نبود كه اين رويداد را نديده يا دربارهء آن چيزى نشنيده باشد و تعداد آنان به بيش از يكصد هزار تن مىرسيد . ذهبى به تواتر حديث غدير اعتراف كرده و گفته است : صدر حديث متواتر است و من يقين دارم پيامبر آن را فرموده باشد اما آن قسمت از حديث كه گفته است « اللهم وال من والاه » به نظر مىآيد كه از سوى ديگران به اين حديث افزوده شده باشد . نويسندگان ديگر دربارهء اين حديث كتابهايى نوشتهاند . از جملهء آنان ابن جرير طبرى است و همين بس كه او كتابى در دو جلد دربارهء اين حديث و طرق و الفاظ آن نوشت . همچنين سيد حامد حسين هندى ، يكى از علماى بزرگ معاصر در هند ، در كتاب خود موسوم به « عقبات الانوار » ، تواتر اين حديث را به اثبات رسانده است . روش حامد حسين در اين كتاب آن است كه وى نام صحابهاى را كه به نقل اين روايت پرداختهاند ذكر كرده . همچنين وى نام تابعينى كه از صحابه اين روايت را
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 157
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٥٧