كه وى اين عمل را عدالت و رعايت قسط مىدانست يا آنكه اقدام به چنين كارى در نزد او ترجيح داشت . آن حضرت مىخواست با اين كار ، تبعيض و تقدم قوى بر ضعيف را كه در آن روزگار در جامعهء مسلمانان راه يافته بود ، ريشهكن سازد . ابن ابى الحديد در اينباره مىنويسد : دستهاى كه به درك حقيقت برترى امير المؤمنين نايل نيامدهاند تصورى مىكنند كه عمر از او سياستمدارتر بوده است . اگرچه وى داناتر از عمر بوده ، مخالفان و دشمنان آن حضرت پنداشتهاند معاويه از على سياستمدارتر و خوشفكرتر بوده است . آنگاه ابن ابى الحديد پاسخ داده است كه سياستمدار بر اجراى سياست همهجانبه موفق نمىشود مگر آنكه فقط به نظر خود متكى باشد يا نباشد . در غير اين صورت بعيد است كه كار حكومت او سروسامان يابد . على ( ع ) نيز به موازين شرعى مقيد بود و نظرياتى را كه در خصوص جنگها و تدبير و حيلهها براى او مطرح مىشد ، اگر چنانچه با اصول شرعى موافقت نمىداشت ، رد مىكرد تا آنجا كه مىگويد : عمر در دورهء خلافتش هرگز با وقايعى كه على با آنها روبهرو شد مانند فتنهء عثمان و جنگهاى جمل و صفين و نهروان روبهرو نشد و همهء اين مسايل در تزلزل سياستگذارى يك والى مؤثر است . سپس مىنويسد : سخن دربارهء سياست معاويه كه عدهاى از مخالفان و دشمنان على ( ع ) تصور كردهاند او در سياست از على بهتر بوده است . در اينباره گفتار استاد ما ابو عثمان جاحظ كفايت مىكند كه ما با آوردن عين كلمات جاحظ آن را در اينجا بازگو مىكنيم : چهبسا ديده باشيد كسانى را كه ادعاى عقل و فهم و قوهء تشخيص دارند و تصور مىكنند معاويه مردى بافراست بافكر و ژرفانديش بوده است و حال آنكه چنين نيست . براى روشن كردن اين سخن كافى است جملهاى بگويم كه به واسطهء آن نادرستى پندار و محل خطاى اين عده را بازشناسيد . على ( ع ) در نبردهايش از هيچ وسيلهاى استفاده نمىكرد مگر آنكه با قرآن و سنت موافقت داشته باشد . و حال آنكه معاويه از كاربرد وسايلى كه با كتاب و سنت هم مخالف بود ، خوددارى نمىكرد . چنانكه بارها به چنين اقدامى دست زد و در جنگهايش انواع حيلهها ، چه حلال و چه حرام ، را به كار مىبرد . و در حقيقت از روش پادشاه هند در جنگ با خسرو و خاقان در جنگ با رتبيل تبعيت مىكرد . على به اصحاب خود مىفرمود : شما جنگ را آغاز نكنيد تا دشمن خود شروع كند ، فراريان را دنبال نكنيد بر مجروحان هجوم مبريد و درهايى را كه بسته است ، باز مكنيد . اينروش على ( ع ) در برخورد با ذى الكلاع و ابو الاعور سلمى و عمرو بن عاص و حبيب بن مسلمه و همهء رؤساى مخالفان همچون روش برخورد او با افراد زيردست و دونپايه و اتباع آنان بود . مردان جنگى اگر فرصت يابند كه شبيخون بزنند ، خواهند زد و اگر بر گروهى دست يابند كه در خواب باشند همه را مىكشند و اگر اين كار در يك چشم به هم زدن قابل انجام شدن باشد آن را تا يك ساعت ديگر به تأخير نمىاندازند . و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٠٩