تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
اگر سوزاندن زودتر از غرق كردن باشد بر غرق كردن كفايت نمىكنند و سوزاندن را تا زمان غرق كردن به تأخير نمىاندازند و اگر قدرت ويران كردن داشته باشند در فكر محاصره نيستند و خود را ملزم به استفاده از منجنيقها و عراده‌ها و گاريها و ايجاد نقب و كمين نمىدانند . و يا از راههاى ديگرى مانند خورانيدن زهر و سخن‌چينيهاى دروغ در بين مردم و نفاق‌افكنى در ميان لشكريان و مشتبه كردن امور و ايجاد رعب و وحشت در دل ديگران و كشتن آنان با هر وسيله و حيله‌اى اقدام مىكنند . بنابراين آن‌كس كه در سياست و اجراى آن فقط بر آنچه در كتاب و سنت آمده اكتفا كند ، خود را از به كار بستن بسيارى از نقشه‌ها و سياستها دور داشته است . على نيز با در نظر داشتن تقوا از گفتن هر سخنى خوددارى مىكرد و دست به هر كارى نمىآلود مگر كارى كه خشنودى خداوند در آن بود . ازاين‌رو مردم عامى وقتى مىديدند معاويه از بسيارى از حيله‌ها و ترفندها در جهت پيشبرد مقاصد خود استفاده مىكند و على را چنين نمىديدند با كوته‌فكرى و دانش و بصيرت اندكى كه داشتند ، چنين گمان مىكردند كه معاويه در سياست از على پيشروتر و بالاتر و على از او كمتر و پايين‌تر است . حتى اگر به وقايعى كه بعدا روى داد دقت كنيم خواهيم ديد معاويه چه حيله‌هاى ديگرى در رويارويى خود با على به كار برده است . يكى از آن ترفندها ، بالا بردن قرآن توسط معاويه و يارانش در جنگ صفين بود . و ملاحظه مىكنيد فقط آنهايى كه از نظريهء على ( ع ) نافرمانى كردند و با او به مخالفت برخاستند فريب اين حيلهء معاويه را خوردند . اگر چنين مىپنداريد كه معاويه از شكافى كه در بين سپاه على ايجاد كرد ، به مقصود خود رسيد درست گفته‌ايد ، و ما در اين‌باره با شما اختلاف نظر نداريم و از حماقت ياران و تعجيل به سوى آنچه معاويه گفته بود و كشمكشى كه بين آنان بر سر اين مطلب رخ داد دفاع نمىكنيم . بلكه هدف ما آن است كه زيركى و سياستمدارى و صحت عقل هريك از اين دو ( معاويه و على ) را مشخص و ممتاز كنيم . ما در اين كتاب گفته‌ايم كه على در ميان ياران و روزگار خودش به دشواريهايى امتحان شد كه خليفهء پيش از او در اين گردابها و طوفانهاى اختلاف و درگيرى و كشمكش بر سر رياست گرفتار نيامد . ما مىدانيم سه تن با يكديگر پيمان بستند تا على و معاويه و عمرو بن عاص را به قتل برسانند . و از روى اتفاق يا امتحان ، از بين اين سه تن على ( ع ) كشته شد و حتما كسانى كه معاويه را باتدبيرتر و سياستمدارتر از على مىدانند اين اتفاق را بر زيركى و عاقبت‌انديشى معاويه و عمرو بن عاص و عدم زيركى لازم در على ( ع ) حمل مىكنند . درحالىكه اگر شما اين امور را بر ابتلا يا امتحان حمل كنيد مىتوان همهء آنچه را كه اتفاق مىافتد تابع آنها دانست . ابن ابى الحديد مىافزايد : هركس به ديدهء انصاف در سخنان جاحظ بنگرد و از هواى نفس پيروى نكند ، مىتواند بر درستى سخن او واقف شود . در واقع امير المؤمنين در آن جنگ به خاطر اختلاف يارانش و نافرمانى