همراهان خود درمىآورد . چنانكه معاويه اين تدبير را به مرحلهء اجرا گذارد .
پاسخ به اين نظريه چنان آشكار است كه نياز به اطالهء كلام ندارد و از طرفى موارد نقض و ابرام بسيارى بر استدلال اين دسته از علما وارد است . زيرا على ( ع ) نه طالب سلطنت و امارت بود و نه دنيا را مىخواست . بلكه هدف بزرگ و يگانه مقصد و مطلوب او رضاى الهى و برپا داشتن حق و از بين بردن باطل بود . و دنيا و ثروت و سلطنت به اندازهء بال پشهاى در نزد او ارزش نداشت . پس چگونه مىتوانست از وسايلى كه با هدف و مقصد و غايت او در ضديت بود ، استفاده برد . او دستيابى به حكومت و امارت را از هر طريق و به هر صورت ، صحيح نمىدانست . و بهرهبردارى از وسايلى كه باعث دوام حكومت او مىشد ولى با شرع مخالفت داشت ، مانند كشتن افراد بىگناه و زير پا گذاشتن عهد و پيمانها ، خورانيدن زهر و گرفتن اموال و سازشكارى و راههاى ديگر را مجاز نمىشمرد . اگر كسى داراى اين صفات و حالات باشد نمىتوان به او نسبت كوتاهفكرى و سستانديشى وارد كرد . و نيز نمىتوان گفت رقيب او را كه از تمام وسايل در جهت به دست آوردن حكومت و امارت بهرهبردارى كرده ، درستتدبير و قوىفكر قلمداد نمود . بلكه داورى درست آن است كه ما ببينيم كدام يك از آنان ، كارها را در جهت دستيابى به مطلوب و مرادش گردانده است . در اينصورت نتيجه برعكس خواهد بود . زيرا رقيب آن حضرت از درك جريان امور عاجز بود و حال آنكه على ( ع ) در سير وقايع هيچگاه از درك و تجزيه و تحليل آنها ناتوان نشد . چرا كه او داناترين مردم به مسير حركات و وقايع بود و بارها در سخنانش گفته بود : شخص زيرك و كاردان راه حيله و چارهء هركار را مىداند ولى از آن بهرهبردارى نمىكند . اما آن كس كه در دين از هيچ گناهى باك ندارد فرصت را از دست نمىدهد و در پيشبرد هر كارى به مكر و حيله دست مىيازد .
همانطور در نهج البلاغه فرموده است : به خدا سوگند معاويه از من زيركتر نيست اما او به مكر و خيانت دست مىيازد و اگر مكر و خيانت ناپسند نمىبود من از او زيركتر و باهوشتر مىبودم و قسم به خداوند من با به كارگيرى حيلهها غافلگير و در سختيها و شدايد عاجز و ناتوان نمىشوم .
معاويه چنين مىپنداشت كه براى رسيدن به حكومت و امارت مىتوان به هر وسيلهء حلال و حرام دست زد و از هر راهى و به هر صورتى كه مىتوان عمل كرد . او به هيچ اصلى پايبند نبود و لذا نمىتوان چنين كسى را خوشفكر و درستتدبير دانست . وى به خاطر همين روحيه بر بسيارى از ممالك اسلامى دستاندازى كرد . ابن ابى الحديد در تتمهء گفتار گذشتهاش به اين نكته اشاره كرده و گفته است : مخالفان على ( ع ) او را فاقد تدبير درست مىدانند . زيرا وى پايبند به موازين و اصول شرع بوده و هيچگاه مخالف آن موازين عمل
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٠٥