تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
ده بيشتر از رسالتش بود * كو در همه عمر ازو بياسود
آنگه به مدينه سيزده سال * عمرى به مراد فارغ البال
در طاعت و علم و در عبادت * دريافته دم بدم افادت
آن سيزده بود بعد اسلام * با حكم پيمبرى در ايام
ده نيز بماند در مدينه * از هجرت شاه راستينه
اين سى و سه سال كام خود يافت * با طاعت و فضل نام خود يافت
سى سال پس از رسول عالم * پشت ملك و پناه آدم
ماندست در اين جهان فانى * گه در غم و گه به شاذمانى

قصد كردن خارجيان امير المؤمنين على عليه السلام را

از خارجيان سه چار بىدين * بنشسته درونها پر از كين
شطرنج حيل گرفته در پيش * در عرصهء دشمنى بدانديش
در لعب ضلالت اوفتاده * شرم از رخها فرو گشاده
فرزين روشان « 1 » كج رو شوم * ويران طلبان خانه چون بوم
يكسر همه در عرى نشسته « 2 » * يك عهد چو پيل بند بسته
مجموع همه در آن مقالات * تا جمله بهم كنند شه مات
ملجم نسب است عبد الرحمن * آن شوم لعين برى ز ايمان
ديگر عمرو ابن بكير « 3 » مشئوم * كان سگ بتميمى است موسوم
معلون سيوم كه نام او برك « 4 » * اندر خور درد و لعنت و مرگ
در قصد سه سرو ايستاده * سر در سر اين هوس نهاذه
در خون على است ابن ملجم * آن شوم نشانهء جهنّم
گفتا كه من آمذستم از شام * بر خون على امام ايّام
دادست معاويم بدين كار * شمشيرى و يك هزار دينار
من كار على كنم كفايت * هر چند به من كنند سرايت
هامش
( 1 ) فرزين در اينجا به معناى كج رو . بنگريد به دهخدا ذيل مورد . ( 2 ) عرى مهره‌اى در شطرنج كه در ميان شاه خود و رخ حريف حايل سازند براى حفاظت شاه از كشت و برخاستن آن مشكل است . و چون شاه شطرنج در خانهء خود بىحركت شده باشد گويند شاه در عرى است . نك : دهخدا ، ذيل مورد « عرى » . ( 3 ) در اصل : عمر بن بكر . ( 4 ) برك بن عبد الله تميمى .
تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 107 | شيخ حسن كاشى