تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣

ش

شاباش : زرى كه در جشن عروسى بر سر عروس و داماد نثار كنند يا به مطربان و رقاصان دهند ، احسنت ، آفرين شارب : سبيل ، موى روى لب مرد شحنه : داروغه ، پاسبان شهر و برزن شقاق : دشمنى ، ناسازگارى ، نفاق ، مخالفت شمّاع : شمع‌فروش شمسه : بت ، صنم شمسهء خوبان : خورشيد زيبارويان شناسا : شناسنده ، دريافت‌كننده ، ادراك كننده شنعت : زشتى ، قبح ، بدى ، طعنه شيخ سوق : شيخ بازار

ص

صائمه : زن روزه‌دار صارم : شمشير بران صباحت : خوبرويى ، زيبايى ، جمال صخر الجن : نام جنّى كه خويشتن را به صورت حضرت سليمان ( ع ) درآورد و خاتم او را بستد و چهل روز پادشاهى كرد صداق : مهريه صعلوك نما : درويش‌نما صلا : آوازدادن صور جسمانيه : جوهر حال در هيولاى اول كه آن را طبيعت مقداريه نيز نامند صوف : پشم ، پارچهء پشمينه صيرفى : صراف

ض

ضياع : خواسته‌ها شامل زمين و آب و درخت

ط

طاسك : طاس كوچك ، آويزهاى طلا و نقره ، حقهء سيم براى زينت طاق : فرد ، تك ، بىمانند طبق : سينى ، ظرف مدور پخ و بزرگ كه از چوب سازند بىلبه يا با لبهء بسيار