تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
دستورى : اجازه دغا : فريبنده ، ناراست ، دعوى بىدليل دف : دايره ، نوعى ساز دلّاله : زن واسطه دمن : كنار و دامنه ، صحرا ، دشت دنائت : فرومايگى دوستكانى : خوردن با يار و به ياد او دوگانه : نماز صبح دون : پست ده يك : يك بخش از ده بخش ، ده يك گرفتن يعنى عشر از مال كسى را گرفتن دهش : بخشيدن ، سخا دهشت : حيران و سراسيمه و وحشت‌زده شدن دهليز : دالان دى : ديشب ، شب تاريك ديار بكر : ناحيه‌اى در شمال جزيره ( بين النهرين ) واقع در جنوب تركيه ، همان ناحيهء آمد ديت : ديه ، خونبها ديجور : شب بسيار تاريك دير : خانه‌اى كه راهبان در آن عبادت كنند و غالبا از شهرهاى بزرگ به دور است و در بيابانها و قله‌هاى كوهها برپا گردد

ذ

ذراع : ارش ، مسافت از آرنج تا انگشتان ذروه : تارك ، قلهء كوه ذمّت : كفالت ، عهد ، پيمان

ر

راقيه : مترقى ، پيش‌رونده ، جلوافتاده ربع : بستان سراى ، جاى اقامت در ايام بهارى رجال الغيب : هفت تن هستند كه ظاهرا از عرفا بوده‌اند و مردم به بركت آنها طلب باران و غيره مىكنند رحيل : كوچ ، عزيمت رخام : مرمر رزين : متين ، محكم و استوار رشك : حسادت رضوان : دربان بهشت رطل : معادل ليتر رقاع : يكى از خطوط اسلامى است كه بدان رقاع ( رقعه‌ها ) را مىنوشتند و صور آن در اصل مانند حروف