تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
در چاه بابل سرازير آويخته و به عذاب الهى گرفتارند . ديگرى ماروت نام دارد . اگر كسى بر سر آن چاه به طلب جادو برود به او تعليم مىدهند هبوط : فرود آوردن از بالا ، نازل شدن ، خوار شدن هزيمت : شكست يافتن لشگر و پراكنده شدن ، فرار سپاهيان هميان : كيسهء پول هور : خورشيد

ى

يار شاطر : يار دلاور و چالاك و تند يارا : توانايى ، نيرو ، جرأت ، دليرى ، مجال ، فرصت يارستن : توانستن ، نيرو داشتن ، جرأت كردن يكران : اسب اصيل ، اسبى كه به هنگام رفتن ، پاى پس خود را كوتاهتر از پاى ديگر بگذارد ، يكسره ، تكى يلان : دلاوران ، شجاعان يمانى : منسوب به يمن ، يمنى