پس او را وداع كرده ، شادان و خرم بازگشتم و بنزد دختر عمم بيامدم .
چون مرا ديد ، بر پاى خاست و آب چشمش همىريخت . آنگاه روى به من آورده و گفت : وصيت بجا آوردى و شعرى كه گفته بودم ، خواندى يا نه ؟ گفتم :
فراموش كردم و سبب فراموشيم همين صورت غزال است . پس پارچهء حرير به
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 395
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٣٩٥