خفته و مست است دلدارى كه از ما غايب است * عيش ما خوش نيست بىاو كاشكى با ماستى
گرچه مىخورده است و از مستى بخواب اندر شده است * هم توانستى بر ما آمدى گر خواستى
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٣٨٨
مساهمون: مؤلف مجهول