هر حال از براى انسان ، چيزى بهتر از ستايش پروردگار و مشغول شدن بكارى كه تحصيل معاش و اصلاح معاد شود ، نيست .
از عالمى پرسيدند كه : شريرترين مردم كيست ؟ بپاسخ گفت : آن كس كه شهوت او بر مروّتش غالب آيد و در كارهاى بزرگ ، همّتش قاصر شود . پس از آن گفت : اما اخبار زهد بدينگونه است كه : هشام بن بشر 34 ميگويد : از عمر بن عبيد 35 پرسيدم كه : حقيقت زهد چيست ؟ جواب داد كه : زهد را پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بيان كرده كه : زاهد آن كس است كه گور را فراموش نكند و فانى را بر باقى نگزيند و فردا را از عمر خويش نشمارد و خويشتن را از مردگان حساب كند . و گفتهاند كه ابو ذر ميگفت كه : فقر در نزد من بهتر از غناست و بيمارى بهتر از صحت است . بعضى از شنوندگان اين سخن گفتند كه : خدا بيامرزد ابو ذر را .
بهتر اينست كه شخص بهر حالتى كه خدا خواسته است ، خوشنود باشد . و بعضى از ثقاة گفتهاند : با ابن ابى اوفى 36 نماز صبح بجا آورديم . سورهء يا ايها المدثّر هميخواند . چون به آيه فاذا نقر فى الناقور رسيد ، مرده بيفتاد . و روايت كردهاند كه :
ثابت بنانى 37 چندان گريست كه نابينا شد . مردى بياوردند كه معالجه كند . آن مرد گفت : معالجه به شرطى كنم كه ديگر گريه نكنى . ثابت گفت كه : اگر چشمان من گريه نكنند ، چه خوبى دارند و بچه كار آيند ؟ مردى به محمد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله گفت : پندم ده .
چون قصه بدينجا رسيد ، بامداد شد و شهرزاد ، لب از داستان فروبست .
چون شب هشتاد و يكم برآمد
گفت : اى ملك جوانبخت ، شخصى از رسول خدا خواهش پند دادن كرد . پيغمبر فرمود : پند من اينست كه در دنيا ، مالك و زاهد باش و در آخرت ، مملوك و طامع شو . آن مرد گفت : اين چگونه مىشود ؟ پيغمبر گفت : هركس كه در دنيا زهد بورزد ، به دنيا و آخرت مالك شود . غوث بن عبد اللّه 38 گفت كه : در