تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
معلومات خود بيان سازيد . يكى از آن پنج كنيز پيش آمده ، زمين بوسه داد و گفت : اى ملك ، بدانكه خداوند ادب را سزاوار اينست كه فرايض بجا آورد و از گناهان دورى كند و بنيان ادب ، اخلاق نيكوست . و بدان كه بزرگترين اسباب معيشت زندگيست و زندگى از براى ستايش پروردگار است . پس سزاوار اينست كه با مردم با خلق نكو رفتار كنى و ازين طريقه ، تجاوز جايز ندانى . كه بزرگ مردمان ، بيش از ديگران ، تدبير را نيازمند است . و ملوك را به تدبير ، حاجت بيش از رعيت است . و اى ملك ، بدان كه بايد جان و مال در راه خدا صرف كنى . و بدان كه دشمن تو آشكارا با تو دشمنى كند و تو نيز حذر كنى . و اما علامت دوست بجز اخلاق نيكو چيزى نيست . پس او را نخست آزمايش كن و آنگاه او را بدوستى برگزين . اگر دوست تو از برادران آخرتست ، بايد پاس ظاهر شريعت كند و معرفت به باطن شريعت داشته باشد . و اگر از برادران دنياست ، بايد آزاده و راستگو باشد نه نادان و بدخواه و دروغگو . زيرا كه دروغگو دوستى را نشايد . صديق از صداقت است . دوست را راستى از دل خالص بايد . كسى كه دروغ به زبان آورد ، دوستى را نشايد . و اى ملك ، بدان كه پيروى شرع ، نكو خصلتى است . هركس بدين خصلت باشد ، تو او را دوست بدار . هرچند ازو كارى پديد شود كه ترا ناخوش آيد . زيرا كه دوست مانند زن نيست كه طلاقش دهى و دگربار به او بازگشت كنى . بلكه دل ، شيشه را ماند . چون بشكند ، پيوند نگيرد . چنان كه شاعر گفته :
بد كسى دان كه دوست كم دارد * زو بتر چون گرفت بگذارد گرچه صد بار باز گردد يار * سوى او بازگرد چون طومار
پس از آن كنيز در آخر سخنانش بسوى ما اشارت كرده ، گفت : خداوندان خرد گفته‌اند كه : بهترين برادران آنست كه در پند گفتن اصرار كند و بهترين عملها آن‌كه عاقبت آن نيكو باشد و بهترين ثناها آنست كه در زبان مردم باشد . و گفته‌اند كه بنده را سزاوار آنست كه از شكرگذارى خدا غفلت نكند و پيوسته دو